رئيس گفت : « اين كلامى است قبيح و رأيى است خبيث ؛ زيرا كه آنان مىگويند ، ما عدالت طلبيم و به معجون عدالت معالجهء مرض مادر را مىنماييم و عدالت را نورى است تابنده ،
كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ
« 1 » و اين آفتاب عالمتاب به قوهء برقيّه
لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ
« 2 » تمام ملل عالم به مشعلهء هدايتش به شاهراه هدايت خواهند رسيد و امراض مزمنهء هزار ساله را از داروى علم و حكمت و هنر و معرفت معالجت خواهند نمود ، پس اين رأى را ثمرى نخواهد بود . »
در آن حال ، ديگرى چون غول ، از ميان آن فرقهء جهول برخاست ، گفت :
« اگر صلاح باشد على الصباح با عدّهاى از متمرّدين از شياطين ، خودمان چون فرقهء اهريمنيان بر آن لشكر سليمان تاختن بريم و كار ايشان را بپردازيم . »
رئيس گفت : « چه بسيار جهول و چه مقدار نامعقول بودهايد .
مگر كتاب حميد و قرآن مجيد ايشان را نخواندهايد كه پروردگار ايشان خبر مىدهد :
إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ
« 3 » .
هرگاه استغاثه به پروردگار جويند به توسط ملائكه مردفين امداد خواهند شد .
شما بىخردان چگونه به ملائكهء آسمان طريق عدوان مىتوانيد سپرد و چگونه به سرپنجهء قدرت ، آهن سرد را توان فشرد ؟ »
ديگرى گفت : « امروز ما مردم در زير سايهء استبداد ، هريك صاحب كرورات و مليونات شدهايم ، مال از براى سختى و احتياج و ايّام بستگى و علاج است ؛ خوب است به دراهم و دنانير و ذخاير - كه امروز از براى ما حلّال مشكلات است - توسل جوييم .
آن ليرهها كه مدتى است ، آفتاب روى آنها را نديده و به زردى رخسار و سكّههاى
هامش
( 1 ) . « همچون چراغدانى است كه در آن چراغى هست و چراغ در آبگينهاى هست كه آبگينه گويى ستارهاى درخشان است » نور 24 / 35 .
( 2 ) . « نه شرقى است و نه غربى » نور 24 / 35 .
( 3 ) . « ياد آوريد هنگام كه به پروردگارتان استغاثه كرديد و او دعاى شما را اجابت كرد [ و فرمود ] كه من يارىدهندهء شما با [ فرو فرستادن ] هزار فرشتهء پياپى هستم » انفال 8 / 9 .