تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
مانند فرنگيان ، امور مسلمانان را فيصل دهيم ؟ اين نقل و حكايت شما از براى عوام كالانعام خوب است ، كه از علم و فضل بويى به مشامشان نرسيده . »

[ دفاع از مشروعيت مشروطيت ]

گفتم : « يا شيخ ! تعجّب دارم از كلمات شما كه قرآن و حديث را نقل و حكايت مىشماريد و مانند جهلهء از كفّار قريش ، [ كه ] به كلمات خداوند مىگفتند :
إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
« 1 » مواعظ قرآن را اساطير الاوّلين مىپنداريد . صرف‌نظر ، از حديث و روايت ، عقل حكم مىكند كه جمعى از عقلا و بىغرضان به تبادل افكار ، بعد از انتخاب رأى صحيح ، حكمى نمايند ، بهتر است و يا آنكه يك نفر هواپرست مست ، از روى شهوت نفس ، هرچه خواهد امر نمايد و آنچه خاطرش توجه نمايد ، حكم كند ؟ » شيخ گفت : « از قرارى كه شنيده‌ايم ، مردمان با غرض در آن مجلس بودند و به هوا و هوس خود حكمى مىنمودند . » گفتم : « يا شيخ ! [ آنچه ] از فرمايشات شما بيشتر باعث تعجّب من شده ، [ اينكه ] شما در حكم مسأله مباحثه مىكنيد . حال مىفرماييد ، موضوع اين مسأله صحيح نيست . من مىگويم محسّنات اين عمل ، وجدانى و عقلى است . مجلس نمايندگان ملّت ، از دانايان با صداقت ، از براى رتق‌وفتق امور مملكت ، بسيار لازم است . حال شما اگر بفرماييد دو نفر از آنان و يا جمعى از ايشان شايستهء اين مقام منيع نيستند ، آن گفتگو از براى شخص است نه از براى عموم . و علّت آنكه ديگران اگر از اين سخنان مىگويند ، از جهت آن است كه بعضى از جاهلان ، به هواى نفس و آرزو و هوس ، مانند زالو ، خون هركس را مكيده‌اند و از براى لقمه‌اى ، عالمى را در طعمهء خود كشيده‌اند و صحيح از سقيم و جنّت از جهيم
هامش
( 1 ) . « اين جز افسانه‌هاى پيشينيان نيست » انعام 6 / 25 ؛ انفال 8 / 31 ؛ مؤمنون 23 / 83 و نمل 27 / 68 .