و از دانايان خود انجمنى سازند و به اصابت فكر و فطانت ذهن و به حذاقت عقل و رزانت رأى ، رتقوفتق امور ، و محافظت و مواظبت حال جمهور را به دارالشوراى مشورت - كه دار الامن معرفت است - دراندازند ، تا شربت خوشگوار معدلت را از سرچشمهء زلال معرفت ، به تشنگان بيابان ظلم و مذلّت بچشانند .
و اين اساس محكم ، در هر نقطه از نقاط عالم كه منعقد است ، مانند آفتاب تابنده و مهر درخشنده ، اشعهء انوارش ، مملكتى را به نور علم و معرفت روشن دارد . و باغبان تربيتش ، خارستان كشورى را گلستان خواهد نمود .
بديهى است هركس كه از منزل حيوانيّت به ساحت قدس انسانيّت قدم گذاشت ؛ قدر شور ، و شرافت مشورت را شناخت .
و هركس كه در وجود خود ذرّهاى استعداد شرف نديد ، البته به مخالفت مشورت به استبداد رأى خود كوشيد .
نتايج شور و ثمرات مشورت از مقايسات عقل بيرون و از توهّمات افكار خارج و اين بىمقدار را آن معيار هنر نيست كه از فضيلت و شرافت مشورت سخنى گويم . نظر به مضمون « ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه » « 1 » مقدارى را به عرض مىرسانم :
اوّلا عرضه مىدارم : مشاوره امرى است ؛ ما بين دو نفر يا زياده ، كه به اختلاط افكار و به امتزاج اذكار ، به مباحثه و مقاوله ، از خلاصه آن گفتار ، نتيجهاى را اختيار نمايند كه از آن نتيجه ، صلاح اعمال و ثواب اقوال ، ظاهر و باهر گردد .
معلوم است كه اهل استشاره را هرچه عدد بيشتر است ، مذاكره به تنقيح و تصفيه نزديكتر است .
و اهل شور را صفاتى حميده و خصالى پسنديده مىبايد كه به اعتصام حبل المتين حكمت ، رشتهء امور ملك و ملّت را محكم سازند و نظام تدبير لشكر و مصالح احوال رعيّت را به استحكام اركان دين و احكام شريعت خاتم النبيين محافظت فرمايند .
هامش
( 1 ) . يعنى : « چيزى كه تماما به دست نمىآيد ، نبايد يكباره رها رشود . » امثال و حكم ، ج 3 ، ص 1390 .
قال على ( ع ) : « ما لا يدرك كلّه لا يترك كلّه . » عوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 58 .