اين جلوس با مردم ارجمند دانشمند است نه با رمّال و بقّال و غيره است .
اى برادر جان ! دين الهى عزيزتر از آن است كه در دست اين عوام باشد و قانون پروردگارى محترمتر از آن است كه حافظش اين جهّال بوده باشند . نقل احكام با علماى اعلام است نه با اين مردم .
بدبخت قومى كه رشتهء عقايدشان در دست اين جاهلان و تعليم فرايضشان از اين بى علمان بوده باشد كه هرچه در قلبشان اخطار شود ، اظهار دارند ، و هرچه بر زبان آرند ، احكام شمارند و انتشار دهند . »
و حين اين مذاكرات ، بعضى از دوستان كه مذاكرات ما را شنيدند به سوى ما آمدند .
آن مرد را قدرى نصيحت و توبه دادند و از من دور كردند . در حقيقت ، من بسيار تشكر كردم و حمد الهى را به جاى آوردم زيرا كه در اين مدّت در خراسان هر زمان كه امر معروفى كردم ، هدف تير ملامت شدم و اگر نهى از منكرى نمودم به شكنجهء ندامت و زحمت و مرارت افتادم . الحمد للّه در اين مرتبه به خير و خوبى گذشت .
غرض آنكه چند دقيقه از مغرب گذشته ، استهلال كرده ، از گلدسته به زير آمده به حرم مطهّر مشرّف شدم . سه ساعت از شب گذشته از حرم بيرون آمده به منزل مراجعت نمودم . بعد از صرف شام خوابيدم . صبح برخاسته به حمّام رفته ، بعد به حرم مشرّف شدم .
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
ص١٦٣