تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
به كرامت مددى فرست و به عنايت نظرى فرماى ، كه كار ، از دسته رفته داريم و پاى در گل فرو مانده . مدّت عمر عزيز به بوالهوسى منقضى شد و فرصت وقت شريف به نادانى از دست رفت . اكنون كه شب ظلمانى جهل در پيش و روز تلاقى ندامت درپى ؛ نه بضاعت طاعت در كف داريم و نه توفيق اطاعت در خود . با جهانى گناه ، ما را در كنف عنايتت پناه ده
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ
« 1 » . پروردگارا ! تا كى اين مردم بيچاره در تيه جهالت سرگردان ، و تا چند زورق زندگانى اين امّت در گرداب فلاكت حيران ؟ الها ! رسول مكرّمت از طرف حضرتت به ما خبر داد كه تو فرمودى :
نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
« 2 » . الهى ! دينى كه تو پسنديدى و قوانينى كه تو فرستادى بىدينان از غضبت نينديشيدند و در خرابىاش كوشيدند و شريعتى كه پيغمبرت به وديعه در ميان ما نهاد دزدان از ميانه ربودند . الهى ! اگر از نخست محافظت ذكرت را بر ذمّه گرفتى پس چرا ما را به خود گذاشتى ؟ و اگر بندگانت را ايمان روا داشتى ، ظالمان را طغيان نگذاشتى . الهى استغفر اللّه و اتوب اليك ، ندانستم و نفهميدم . خودت فرمودى :
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ
« 3 » . و در جاى ديگر فرمودى :
لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ
« 4 » . پروردگارا ! ما را پاى ثبات عنايت فرما و در بوتهء امتحان خالصمان نما و از فتنه در دين و دنيا نگاهمان دار . » بارى پريشانى مقال مرا در خيال انداخت كه در اين چند روزهء رمضان از ميان مردمان كنارى گيرم و گوشهء انزوا گزينم . طريق معاشرت را مسدود و باب مجالست را محدود
هامش
( 1 ) . « كيست كه دعاى درمانده را چون بخواندش ، اجابت مىكند » نمل 27 / 62 . ( 2 ) . « ما قرآن را نازل كرده‌ايم و ما خود نگهبان آنيم » حجر 15 / 9 . ( 3 ) . « تا سرانجام هركس كه نابود و [ گمراه ] مىگردد ديده و دانسته باشد و هركس زنده [ و راهياب ] مىگردد ديده و دانسته باشد » انفال 8 / 42 . ( 4 ) . « [ چنين است ] تا خداوند پاك را از پليد جدا كند » انفال 8 / 37 .