آن همه سفارش كه در حفظ حقوق مسلمانان و اموال ايشان فرمودى ، حال ملاحظه فرما كه دزدان چندى به هم رسيده ، مال مسلمانان را اموال كفار حربى دانسته به هزار تلبيس و تدليس از چنگ ايشان بيرون مىآورند و گوهرهء عقيدت ايمان اين بيچارگان را ، چگونه اين ديوسيرتان و نااهلان به يغما دارند .
از سنّت سنيّهات يك زيارت اهل بيت طهارتت بيش باقى نمانده بود و از شعار اسلام جز يك حرمت بقاع متبركهء اولياى دين مبين ديده نمىشد ، آن هم دزدان ، كيسهء زائران ، را سرمايه تجارت خيانت خود كردند و حرمت حرم محترم ايشان - كه از شعائر اللّه بود - از ميان بردند . از خدا شرمى و از رسول آزرمى نمىنمايند .
غيرتمندان از مسلمانان از براى پاس حقوق زائران و حفظ حرمت اين آستان كرورها و ميليونها مخارج كرده ، املاك و دهات و قراء و مياه و مستقلات از همه قسم حبس و وقف نموده و عايدات آن را از براى زوّار مقرر داشته ، از ترتيب ضيافت و پرستارى ايشان مضيفخانه و آشپزخانه و بيمارخانه معين نموده ، حال همه را مىبرند و مىخورند و به آن قناعت ندارند و اين بيچارگان كه از راه دور ، در كمال فقر و پريشانى چند تومانى مخارج برداشته ، سواره يا پياده قطع منازل و طى مراحل كرده به هزار زحمت و مشقّت از صدمات قطاع الطريق خلاصى يافته ، در اين دار الامن عتبهء مقدسه به صد هزار شعبده و نيرنگ كيسهء اين بيچارگان را بريده و دو تومان مخارج راهشان را از چنگشان بيرون مىآورند و خود را خدمتگزار ائمهء طاهرين مىدانند و به اسم اخذ نذورات ، خود را از اوليا مىشمارند . »
چون اين كلمات بر زبان راندم و مقدارى اشك از ديدگان بر دامان فشاندم ، به اطرافم نظر انداختم ، جمعى را ديدم كه در گردم ايستاده و به سويم نظاره داشتند و مرا مجهول پنداشتند به شماتت و ملامتم پرداختند كه اين رطب و يابس از سخنان ديوانگان و از كلمات مجهولان است .
شنيدم يكى مىگفت : « از گرد اين بيچاره پراكنده شويد كه امشب او را مرض ماليخوليا عارض گشته » ، ديگرى گفت : « من خبر دارم چند روزى است ديوانه گشته ،
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
ص١٢٣