تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
مىلرزيدم « 1 » و آن دو نفر مرد و يك نفر زن را هرچه اشاره مىكردم « 2 » كه چيزى ندهيد و برخيزيد پى كار خود رويد ، باوجودى كه ملتفت اشارات من بودند ، اعتنايى نمىكردند ، به دنبال سيّد رفته وارد حرم شدند . من هم خواستم مشرّف شوم ، با آن حالت افسردگى و پريشانى خيال ، تشرّف حرم را مخالف ادب دانستم . در گوشه‌اى از رواق نشسته به قرائت قرآن مشغول شدم . مقدار دو جزو از قرآن قرائت كردم . ديدم حضرات از حرم مطهّر بيرون آمدند همان دو نفر سابق را ملاقات كردم ؛ پرسيدم : « ديگر در كجا رفته و چه مقامى را زيارت كرديد ؟ » گفتند : « كر « 3 » حضرت را ديديم ، دعا خوانده نياز داديم و در بالاى سر ، هارون و مأمون را لعنت كرديم و نياز داديم و قفل حضرت را زيارت كرديم ، نياز داديم و خزينهء حضرت را زيارت كرديم و نياز داديم و چون پول ما تمام شده بود ، ساير مقامات را از براى فردا گذارديم . » من آن كلمات و مهملات را شنيدم لختى بر خود لرزيدم . عالم در نظرم تيره‌وتار و بند بند وجودم چون مزمار به ناله درآمد و دو دستى بر سر زدم و بىاختيار فرياد برآوردم : « وا محمدا ، وا علياه ، وا حسنا ، وا حسيناه ، وا قرآنااه ، وا ديناه ، وا ملّتاه ، يا رسول الله نظرى در ميان امّت فرما ! ببين چگونه بدعت را سنّت و سنّت را بدعت كرده‌اند : آن قوانين مقدسه و آيين حنيفه كه از طرف حضرت عزّت از براى اين ملّت آوردى و آن زحمات و صدمات كه در تبليغ آن به وجود مباركت رسيد ، تمامى را فراموش و همه را متروك داشته‌اند و آن آداب شريعت كه خودت و ذرارى طيبين و طاهرينت به وديعت در ميان ما نهادى ، چگونه مهمل گذاردند . كتاب خدا را مهجور و احكام دين را مستور داشته‌اند .
هامش
( 1 ) . اصل : ميلرزم . ( 2 ) . اصل : مىكنم . ( 3 ) . كر : ( لغت عربى ) ظرفى كه قريب 350 ليتر آب بگيرد . [ متر مكعب 35 % - 350 ليتر ] « المنجد ؛ فرهنگ عميد » در قديم كه آب لوله‌كشى نبود ، داخل حرم و رواق‌ها از چنين ظرفهايى براى تطهير زمين يا فرش استفاده مىشد . براى تأييد اين مطلب خدمت استاد شفيعى كدكنى تلفن كردم و ايشان فرمودند من خودم اين جاىهاى آب و تشكيلاتى كه خدمه براى تطهير به كار مىبردند از كودكى به ياد دارم .