مىخواهى ؟
هان ! برخيز ، و از بيداى جهل بگريز ، و به باب علم و عمل توسل جسته و سعادت انسانيت را خواهشمند باش و آسايش نوعت را مستدعى باش ، كه امروز سيلاب ظلم ظالمان خانهء اهل ايمان را ويران كرده و نايرهء جفاى نمروديان گلشن اميد مسلما [ نا ] ن را چون نيران نموده است . هموطنانت در دست دشمن دستگير و برادرانت به قيد كند و زنجير ، تو از زحمت حمايت رسته و از قيد امتحان جسته و در غربت ، در خلوت نشسته و در به روى خود بستهاى . اگر تو را پايى است در بند گذار و اگر سرى است در كمند آر .
گريه و ناله حال پيرهزنان و حمايت و همراهى كار مردان است .
غافل مشو كه مركب مردان مرد را * در سنگلاخ باديه پىها بريدهاند
نوميد هم مباش كه رندان بادهنوش * از يك نگاه گرم « 1 » به منزل رسيدهاند
اگر تو را شورى در سر و سوزى در دل است بينوايان را همراهى سزاوارتر است .
چون اين سروش شنيدم ، بر خود بلرزيدم و در گوشهاى بخزيدم . سر در جيب تفكر و عقلم در ورطهء تحيّر فرو رفت . زبان در معذرت و دل در توبه و انابت اوفتاد . سر نياز در كوى آن يار دلنواز به خاك مسكنت نهاده و از راه عجز ، معذرت خواستم .
عرضه داشتم : اى مولاى من !
صلاح من همه آن است كان ، تو راست صلاح
همّت از تو مىخواهم و سعادت از خداوند . اگرچه بر عجز خودآگاه و بر بيچارگى خود گواهم ولى مهر گفتار بر زبان و مهر مقصود در دل و مهرهء اطاعت در نرد محبت به ششدر « 2 » حيرت خواهم درافكند .
پس با حال نزار و تن بيمار برخاستم . ضعف و نقاهت مرا از حرم و زيارت بازداشت .
بيرون آمده به منزل مراجعت نمودم ، در بين راه به دكان چلوكبابى رفته قدرى سحرى
هامش
( 1 ) . اصل : نگاه تند .
( 2 ) . ششدر : هرچيز كه داراى شش در باشد ، گاهى لفظ ششدر كنايه باشد از شش جهات عالم . . . « اصطلاح نرد » نوعى از بازى نرد كه مهرههاى حريف در شش خانهء متصل و پيوسته به هم واپس مانده باشد و بيرون آمدن نتواند .