تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
ستون دارد كه سه طرف ايوان است . در ميان مسجد هم دو اصله چنار قوىهيكل قديم است كه معلوم است اين پنج درخت را يك وقت كاشته‌اند و يا باغ بوده درخت‌ها را كنده‌اند . اين پنج درخت چون موقع خوب داشته باقى گذاشته‌اند . مسجد سلطان سليم خان هم خوب مسجدى است . در ميان مسجد شش عدد ستون بسيار خوب كلفتى دارد كه مثل ستون‌هاى مسجد اياصوفيه است . اصل بناى مسجد از سلطان محمد فاتح بوده است و در تاريخ هزار و دويست و پانزده ، سلطان سليم ثالث بر تعمير و تزيين آن‌جا كوشيده است و بر او افزوده است . اين سلطان سليم خان ثالث پسر سلطان مصطفى خان ثالث است [ كه ] در رجب سنهء يك هزار و دويست و سه [ بر تخت ] جلوس كرده است . در عهد او طايفهء وهابى 141 بر كربلا مسلط شده كربلاى معلا را قتل‌عام كردند . در عهد او ناپلئون بناپارت بر مصر غلبه كرد . چون اساس نظام مىخواست بنا كند ، لهذا « ينك‌چرى » بر او شوريده ، در اوايل ربيع الاول سنهء يك هزار و دويست و بيست و دو او را معزول كرده محبوس نمودند و حاجى ابراهيم نظامى را كه مؤسس نظام بود به قتل آوردند و در سنهء يك هزار و دويست و بيست سه ، سلطان سليم را به قتل رساندند . ابو ايوب انصارى اسمش خالد است . از بنى نجار است . در بيعت عقبه و در غزوهء بدر ، احد ، خندق و ساير مشاهد در ركاب مبارك حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم بوده است . در وقعهء جمل ، صفين و نهروان نيز در خدمت حضرت امير المؤمنين عليه السلام گوى سبقت را از همگنان ربوده . در [ جنگ ] نهروان در مقدمة الجيش بوده است . صاحب استيعاب 142 مىگويد : « و توفى بالقسطنطنيه من ارض الروم سنه خميس و قيل احدى و خميس فى خلافة معوية تحت رآية يزيد . » باقى نسب و احوال او در استيعاب مذكور است . در كتاب « جام‌جم » در باب هفتاد و دوم ، در ذكر « شاهنشاهان مشرقى » نوشته شده كه : « كانس‌تن‌تين چهارم » در سنهء ششصد و شصت و هشت مسيحى جلوس كرده كه مطابق با سنهء چهل و هشت هجرى است . » در عصر او مسلمانان ، در سال ششصد و هشتاد و سه مسيحى مطابق پنجاه و سه هجرى قسطنطنيه را محاصره كردند . اين لشكر از جانب معويه مأمور شد . سردار اين جيش يزيد ملعون بود ، جنگى عظيم كردند . ابو ايوب انصارى در آن جنگ شربت شهادت نوشيد و خلعت سعادت پوشيد . در تواريخ عرب و عجم ، سال فوت ابو ايوب را بعضى در سال پنجاه هجرى و بعضى پنجاه و يك و بعضى پنجاه و دو هجرى نوشته‌اند . ما به سال مسيحى آن‌چه تطبيق كرده‌ايم ، جنگ قسطنطنيه سال پنجاه و سه هجرى است انتهى . در استيعاب وفات نوشته است و ما در جام‌جم شهادت نقل كرده‌ايم و الله اعلم كه كدام يك صحيح است . هرچه هست از صحابهء كبار است و در استيعاب مىگويد : « فلما ولى معويه غزوته تلك فدخل عليه يزيد يعوره فقال له اوصنى قال له
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 258 | غلام رضا طباطبايى مجد / فرهاد ميرزا