تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
ايران ، خلق آذربايجان و دار المرز به اندك تحريك ارباب غرض ، هرگاه با كمال شوق و ميل به مقام
emexion
با نصف ملت و طايفهء خود كه در ضل رعايت امپراطور غنوده و در هر باب محسود اهالى ايران واقع شده‌اند برخيزند . چارهء آن به‌هيچ‌وجه متصور نيست . فتح حلال‌تر و لقمهء راحت‌تر از آن براى روس نخواهد بود و حركت شايسته و شرعى براى خلق ايران . نه بر روس مىتوان بحث آورد و نه به خلق آذربايجان و غيره ملامت و تقبيح . اين اوقات ، دولت عليهء عثمانى در امر خير مزبور كمال مساعدت را به ترتيب ظاهر مىنمايد . متصل خلق ايران را از دولت ايران مأيوس و شاه را در نظرها بىاعتبار مىسازد . به اين واسطه چشم اميد مردم را خاصه آذربايجانى را به سوى روس مىفرستد . عنقريب ، آذربايجانى به جهت حفظ حقوق دانيت خويش در اين مملكت ، لابدا رجوع به تدبير خواهد كرد كه تا قيامت براى دولت عثمانى در داخل و خارج بدنامى عظيمى حاصل شود . جاى تشكيك نيست كه اين خيال سفر شاه و اين مقدمات راه‌آهن و توسيع خبر فرنگستان در ايران و فتح ابواب مراده با يوروپ « 1 » چه‌قدر مايهء انديشه و حيرت روس شده . جاى تعجب نخواهد بود كه از يمن مساعدت دولت عثمانى ، دولت روس فرصت به هيچ‌يك ندهد . و تا اشكال خارجى به ميان نيامده با كمال سهولت به آرزوى ديرينهء خود برسد . خلق ايران طالب امنيت و مقيد خبر حقوق تجارت و زراعت و كاسبى هستند . از ناصر الدين شاه توقع آن‌ها به عمل نيامده و در عوض [ اگر ] از امپراطور برآيد جانشين قفقاز را هزار بار ترجيح به شاهنشاه خويش مىدهند . جاى هزاران تأسف است كه اين وضع وكلاى دولت عليه عثمانى همه مطابق آرزو و خير دولت روس است . اگر واقعا دولت انگليس كه معتقد اين اوضاع و طالب اقتدار روس است و از ماها هم در اين زمينه خدمات عمده و هنرهاى زياد برنيايد عاطل و باطل بنشينيم . اگر خير و صلاح و صواب نه اين است كه متصل در كار ظهور و بروز است هرچه زودتر چاره لازم است . يقين در اين عهد مسئلهء عمده‌تر از اين نباشد . تعجب دارم چرا روس آشكارا و نهان منكر وزارت خليل پاشا بود . جاى انكار و اختفا نيست كه ايران همهء مايه‌هايش را در اين چند سال آخر پىدرپى باخته است . همين يك مايه برايش باقىمانده و بس كه به يمن چنان مايهء منحصر مىتوان جميع دردها را چاره كرد و ايرانى تازه احيا نمود . اين نيز جاى ترديد نيست ، عمدهء اعتبار بندگان اقدس در داخل مملكت در انظار خادم و خائن ، خيرخواه و بدخواه ، عالم و جاهل ، مصلح و مفسد آن ، يك مشت پول است كه در خزانه و در اختيار ايشان است . عمده خدمت پيشكار هشيار بايد حفظ و ازدياد آن باشد و خالى شدن خزانهء عامره را اعظم مصايب براى دولت و ملت بداند . ايران ، چند سال پيش در مقابل شماتت فرنگستان دو فقره تسلى و افتخار داشت . يكى اين‌كه هرقدر برحسب لباس و پوشاك از فرنگستان عقب بود همان‌قدرها از اغلب ممالك
هامش
( 1 ) اروپا .