تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
الحرام نيست . دو ساعت و نيم به غروب مانده از مكه معظمه حركت كرديم . در نزديكى قهوه‌خانهء بستان كه در سر راه جده است جناب شريف عبد الله امير مكه و جناب تقى الدين پاشا والى حجاز به مشايعت آمده چادر زده بودند . هردو يك جا نشسته بودند . مترصد آمدن من بودند . بيرون مكه معظمه هم نظام ايستاده هفده تير توپ انداختند . من هم به چادر رفته پياده شدم . تا بيرون چادر والى پاشا استقبال كرد . شريف به واسطهء فلج پا همان جاى خود ايستاده و فرمودند : « اى كاش كه توقف شما در مكه معظمه بيشتر از اين مىشد يا ، آن‌چه توقف در مصر و اسلامبول فرموديد اين‌جا مىكرديد كه از صحبت شما و خدمت شما مستفيد مىشدم . » گفتم : « من هم از دورى حرم محترم و مهجورى از فيض خدمت شما مىگويم :
« فارقتها لاعن رضى و هجرتها * لاعن قلى و رحلت لا متخيرا » .
گفتند : « بىادبى نباشد اين شعر را يك‌بار ديگر بخوانيد كه من حفظ كنم و به يادگار در نظر من باشد كه در روز وداع شاهزاده اين شعر را خواندند . » از حرم محترم صحبت كردم كه : « سلاطين در تزيين و ترصيين حرم محترم خيلى تكاهل كرده‌اند . عقول اغلب مردم از خارج و داخل در انظار ايشان است و تا قهر غلبه نباشد مردم به طاعت و عبادت ميل ندارند . رواج دين بسته به شمشير سلاطين است . هرقدر در تزيين مكه بكوشند باعث تعظيم شعار اسلام است . حضرت رسول ( ص ) سيزده سال در مكه معظمه فرمودند ؛ « قولو لا إله الا الله تفلحوا » قليلى ايمان آوردند . ولى در مدينهء منوره فرمودند ؛ « انا نبى السيف » همه طوعا و كرها تمكين كردند . » جناب شريف تصديق كرد و عذر تقصيرات خود را خواسته و گفتند : « انشاء الله در كتاب روزنامهء خودتان اگر از ما تقصيرى در خدمت سر زده باشد خود خواهيد نوشت . » گفتم :
« ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها
، اگر تمام روزنامهء من وصف شما باشد باز كم است . » خيلى خنديد . والى پاشا هم مرد باسوادى است . بعد از شرب قهوه ، راكب صهوه شديم . از مكه معظمه تا حده به الحاء مهمله با تخت روان قاطرى شش ساعت و نيم راه است و همه‌جا به مغرب حقيقى حركت مىشود . راه صاف و ريگ است . در يمين و يسار كوه است . كوه‌هاى بلند و پست قدرى از راه دور است و قدرى نزديك‌تر . حده آبادى زياد دارد . آب جارى دارد كه از وادى فاطمه مىآيد . قدرى شور است . چاه شيرين هم دارد . ملك حسين پاشا ، برادر شريف است . خيلى قابل است . اگر انشاء الله آباد شود ميان مكه معظمه و جده به كار قوافل و حجاج مىآيد . از مكه معظمه تا جده چند جا آب شيرين و قهوه‌خانه است : اول ، قهوهء بستان . ثانى ، قهوهء ام الدود . ثالث ، قهوهء مكتله . رابع ، سالم كه آب خوب دارد . خامس ، علمين كه دو مناره براى حدود حرم ساخته‌اند . تا آن‌جا ، حد حرم است و پنج ساعت راه است . سادس ، شميسى بالتصغير . شش ساعت از شب رفته وارد منزل شديم . بهترين جاها مسجد بود كه على بيك مين‌باشى