تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
باب مجيدى است در شمال است . باب جبرائيل و باب النسآء در طرف مشرق است . آن‌چه كه شكل مرقد مطهر در خاطر بود اين‌جا ثبت افتاد . بر اين بنياد و پايه و گنبد كه بناى قايتباى است سلطان عبد المجيد خان تغيير نداده است . ملك الاشرف قايتباى از سلاطين چراكسه است كه در مصر سلطنت كرده‌اند . در مصر نيز آثار خير از او بسيار است . در رجب هشتصد و هفتاد و دو بر تخت سلطنت مصر جلوس كرده در ذى القعده سنهء نهصد و يك هجرى در سنّ هفتاد و پنج سالگى وفات كرده است . سلطان سليمان پادشاه باخيرى بود جامع بسيار خوبى در اسلامبول بنا نهاده است و سور مدينه از بناى او است . در شوال نهصد و بيست و شش جلوس كرده و در سنهء نهصد و هفتاد و چهار بعد از حكمرانى چهل و هشت سال ، در سن هفتاد و شش سالگى وفات يافته است . در سلاطين عثمانى هيچ‌يك به قدر او سلطنت نكرده و عجب آن‌كه در پشت محراب نوشته‌اند : - انشاء هذا المحراب المبارك الملك المظفر السلطان سليمان شاه ابن السلطان سليم خان بن السلطان بايزيد خان اعز الله انصاره بمحمد و إله و سلم تاريخ شهر جمادى الاولى سنه ثمان و تسعمائه من الهجرة النبوته - و هيچ‌كس ملتفت نشده كه در اين تاريخ سلطان سليمان اختيارى نداشته بل از سنين عمر او در اين تاريخ تقريبا ده سال گذشته بود و زمان سلطنت جد او سلطان بايزيد خان بوده است . قطعا يا ثمان و ثلثين يا ثمان و اربعين يا ثمان و خمسين يا ثمان و ستين بوده است يكى از اعداد عشرات در نوشتن افتاده است . در اين‌جا مناسب است كه از سلطان عبد المجيد خان هم مختصرى بنويسم : معتظم اليه پسر بزرگ سلطان محمود خان ثانى است . در چهارم شعبان المعظم سنهء هزار و دويست و سى و هشت متولد شده است . بعد از فوت والد تاجدار خود در نوزدهم شهر ربيع الاخر سنهء هزار و دويست و پنجاه و پنج هجرى بر اريكه سلطنت جلوس فرموده است . در دولت او كارهاى بزرگ اتفاق افتاد . محمد على پاشا كه شامات و حرمين شريفين را تصرف كرده بود به تقويت دولت انگليس كه از سلطان كردند در سنهء هزار و دويست و پنجاه و نه به سلطان واگذاشت . وقعهء عظيمهء سوسته‌پل كه از غرائب فتوحات روزگار است در سنهء هزار و دويست و هفتاد و يك در عصر او اتفاق افتاد كه دول متحابه به حمايت مرحوم سلطان عبد المجيد خان برخاسته كه مختصرى مفيد در جام‌جم مسطور است . وفات سلطان عبد المجيد خان در هفدهم ذى الحجة الحرام سنهء هزار و دويست و هفت اتفاق افتاد . بسيار پادشاه سليم حليم بود . بعضى برآنند كه سلطان را به جهت اخراجات زياد و قرض گزاف مسموم كردند . القصه ، بعد از آن زيارت سيدهء نسآء العالمين عليها السلام را كرده از باب جبرائيل به زيارت بقيع مشرف شده بعد از زيارت عتبهء عرش مرتبه ، به بازديد شيخ الحرم على پاشا رفتم . مفتى حنفى ، مفتى شافعى ، شيخ الخطباء ، نقيب الاشراف و چند نفر ديگر آن‌جا بودند خيلى صحبت شد . به على پاشا گفتم : « دو روز است مىبينم يك نفر در ميان محراب رسول الله صلى الله عليه و آله نشسته و تكيه به محراب داده است و دستمالى روبروى خود گسترده چيز مىگيرد ،
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 151 | غلام رضا طباطبايى مجد / فرهاد ميرزا