از آنجا به خارج قبرستان بقيع كه از ديوار دور بقيع خارج است به زيارت فاطمه بنت اسد والدهء حضرت امير المؤمنين عليهما السلام رفتم كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قبر او خوابيده ، رحمت فرستادهاند ، نماز گذاردهاند و فرمودهاند حق مادرى و پرستارى به من دارد . گفتم ، مرحبا :
زنان را همين بس بود اين هنر * نشينند و زايند شيران نر
وانگهى كسى كه شير يزدان و شاه مردان باشد .
از آنجا به منزل مراجعت كردم . بعدازظهر به نماز جمعه رفتم ، خطبه تمام شده بود ولى به نماز رسيدم . امام ، شيخ يحيى نامى بود . جوان است . در ركعت اول بعد از حمد ، سورهء و الضحى خواند ولى بسم الله نگفت . در ركعت ثانى بعد از حمد سورهء انشراح را خواند ، باز بسم الله نگفت . در مذهب حنفى جايز است . بعد از اتمام نماز ، زيارت مختصرى از حضرت ختمى مآب كرده و زيارت صديقه طاهره كرده به منزل آمدم . در عرض راه آدمهاى غريب ديدم كه همه به يكديگر شبيه بودند . مثل قالب خشت كه خوب و زشت از يكديگر تميز داده نمىشد و اغلب شباهت به سفير برمان 85 داشت كه پارسال در تهران شرفياب حضور اعليحضرت شاهنشاهى شده بودند . پرسيدم : « اينها از اعراب نيستند ؟ »
گفتند : « از اهل جاوه هستند ، قريب چهار هزار نفر به زيارت آمدهاند . »
عصرى على پاشاى شيخ الحرم كه حاكم مدينه است با لباس رسمى نظامى با قاضى مدينه منوره عيسى افندى به ديدن آمده بودند . عيسى افندى اصلش شيروانى است . از عشيرت شيروانىزاده صدراعظم دولت عثمانى است كه سه سال قبل به صدرات عظمى سرافراز شده بود . مرد خوشروى بافهمى است . و على پاشا مرد خليقى است . بعد از آنكه در عهد محمد پاشا ، اعراب بدوى جسارت كرده به مدينه خسارت رسانيده ، مدينهء منوره را محاصره نموده ده ماه محصور بودند و قحط و غلايى شديد شد ، او را معزول كرده على پاشا را فرستادهاند . خيلى صحبت شد . على پاشا هم ربذه را نمىدانست . عيسى افندى گفت : « در كتاب اسد الغابه 86 رجوع كرده خدمت شما عرض مىكنم . »
گفتم : « شخصى كه رسول خدا در حق او بگويد [ ما اظلت الخضرآء و لما اقلت الغبرآء صدق من ابى ذر ] عجب مجهول القدر و مفقود القبر مانده است كه اسم او را فراموش كردهاند . »
صحبت از خندق شد كه حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله به دست مبارك حفر فرمودهاند . چنان رسم او مندرس شده كه به قرينه و قياس بايد دانست . شب شنبه بعد از نماز به حرم مبارك رفتم ، زيارت كرده و زيارت صديق طاهره را كرده و نماز عشا را با جماعت خوانده ساعت سه به منزل مراجعت كردم .
روز شنبه نوزدهم شهر ذى القعده :
صبحى بعد از نماز به زيارت آستان مباركه رفته از در جبرئيل داخل شدم . زيارت مرقد منوره را كرده به زيارت سيدهء نساء العالمين رفتم . برحسب اتفاق صندلىهاى بخور روضهء مباركه را در