تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
از آن‌جا به خارج قبرستان بقيع كه از ديوار دور بقيع خارج است به زيارت فاطمه بنت اسد والدهء حضرت امير المؤمنين عليهما السلام رفتم كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در ميان قبر او خوابيده ، رحمت فرستاده‌اند ، نماز گذارده‌اند و فرموده‌اند حق مادرى و پرستارى به من دارد . گفتم ، مرحبا :
زنان را همين بس بود اين هنر * نشينند و زايند شيران نر
وانگهى كسى كه شير يزدان و شاه مردان باشد . از آن‌جا به منزل مراجعت كردم . بعدازظهر به نماز جمعه رفتم ، خطبه تمام شده بود ولى به نماز رسيدم . امام ، شيخ يحيى نامى بود . جوان است . در ركعت اول بعد از حمد ، سورهء و الضحى خواند ولى بسم الله نگفت . در ركعت ثانى بعد از حمد سورهء انشراح را خواند ، باز بسم الله نگفت . در مذهب حنفى جايز است . بعد از اتمام نماز ، زيارت مختصرى از حضرت ختمى مآب كرده و زيارت صديقه طاهره كرده به منزل آمدم . در عرض راه آدم‌هاى غريب ديدم كه همه به يكديگر شبيه بودند . مثل قالب خشت كه خوب و زشت از يكديگر تميز داده نمىشد و اغلب شباهت به سفير برمان 85 داشت كه پارسال در تهران شرفياب حضور اعليحضرت شاهنشاهى شده بودند . پرسيدم : « اين‌ها از اعراب نيستند ؟ » گفتند : « از اهل جاوه هستند ، قريب چهار هزار نفر به زيارت آمده‌اند . » عصرى على پاشاى شيخ الحرم كه حاكم مدينه است با لباس رسمى نظامى با قاضى مدينه منوره عيسى افندى به ديدن آمده بودند . عيسى افندى اصلش شيروانى است . از عشيرت شيروانىزاده صدراعظم دولت عثمانى است كه سه سال قبل به صدرات عظمى سرافراز شده بود . مرد خوشروى بافهمى است . و على پاشا مرد خليقى است . بعد از آن‌كه در عهد محمد پاشا ، اعراب بدوى جسارت كرده به مدينه خسارت رسانيده ، مدينهء منوره را محاصره نموده ده ماه محصور بودند و قحط و غلايى شديد شد ، او را معزول كرده على پاشا را فرستاده‌اند . خيلى صحبت شد . على پاشا هم ربذه را نمىدانست . عيسى افندى گفت : « در كتاب اسد الغابه 86 رجوع كرده خدمت شما عرض مىكنم . » گفتم : « شخصى كه رسول خدا در حق او بگويد [ ما اظلت الخضرآء و لما اقلت الغبرآء صدق من ابى ذر ] عجب مجهول القدر و مفقود القبر مانده است كه اسم او را فراموش كرده‌اند . » صحبت از خندق شد كه حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله به دست مبارك حفر فرموده‌اند . چنان رسم او مندرس شده كه به قرينه و قياس بايد دانست . شب شنبه بعد از نماز به حرم مبارك رفتم ، زيارت كرده و زيارت صديق طاهره را كرده و نماز عشا را با جماعت خوانده ساعت سه به منزل مراجعت كردم .

روز شنبه نوزدهم شهر ذى القعده :

صبحى بعد از نماز به زيارت آستان مباركه رفته از در جبرئيل داخل شدم . زيارت مرقد منوره را كرده به زيارت سيدهء نساء العالمين رفتم . برحسب اتفاق صندلىهاى بخور روضهء مباركه را در