تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
از پائين مدرج از جائى كه مين‌باشى گفت آن گوشهء گنبد مطهر است و پيدا است به خاك افتادم و روى تضرع به خاك ماليدم ، شكرها كردم . تا ورود به منزل چون پياده بودم يك ساعت گذشته بود . شيخ الحرم منزلى ديگر براى ما معين كرده بود چون در عرض راه در بئر عباس آقا مير ابو الفضل اردبيلى روضه‌خوان گفت : « به خانهء آقا سيد صافى برويد . » گفتم : « آن‌جا خواهم رفت . » از همان‌جا فورا احمد بيك قايم‌مقام آدم فرستاد آقا سيد صافى را خبر كردند كه خانهء خود را خالى بكند . خانهء مشاراليه چندين طبقه است و بيوتات زياد دارد . باغچهء كوچكى دارد كه اشجار خرما است . بعد به قايم‌مقام گفتم : « در حرم مبارك را نبنديد كه غسل كرده به زيارت برويم بلكه اين چند شب كه من هستم بايد در حرم مبارك براى همه باز باشد . » گفت : « پك اى يعنى بسيار خوب . » دو ساعت و نيم از شب جمعه گذشته با آقا سيد حسن و احمد بيك قايم‌مقام به آستان جبرائيل پاسبان ، اسرافيل دربان ، ميكائيل ميزبان ، عزرائيل قهرمان مشرف شده از باب السلام داخل روضهء مبارك شده عرض كردم : « يا رسول الله يا سيد المرسلين و الاولين و الآخرين الحمد لله در خاكپاى تو روسفيدى از اين كار داريم كه در خون پاك فرزند تو نه عجم دخيل است و نه ترك . » پس از آن به كنار ضريح رفته آقا سيد حسن زيارت‌نامه خواند . من خودم حالت خواندن نداشتم . به خاكپاى عرش‌فرساى مبارك عرض كردم و اين بيت را خواندم :
اين‌كه مىبينم به بيدارىست يارب يا به خواب * خويشتن را در چنين نعمت پس از چندين عذاب
و زيارت مختصرى از حضرت صديقه طاهره خوانده در روضهء مباركه نماز زيارت كرده از باب الرحمه درآمده به خانهء آقا سيد صافى آمديم . چون دروازده را بسته بودند فرصت رفتن زيارت ائمهء بقيع نبود و على پاشاى حاكم را كه شيخ الحرم است در ميان روضهء مباركه ديدم . در عرض راه كه مىآمديم پيغام داده بود : « چون وقت چراغ روشن كردن روضهء مباركه بود از آن‌جهت از زيارت خدمت شما محروم شدم . » در عرض راه كه پياده از مدرج مىآمديم از آقا سيد حسن پرسيدم : « تا ربذه و قبر ابو ذر چه‌قدر راه است ؟ » مين‌باشى به تركى گفت : « افندم ابو ذر كيست و ربذه چيست ؟ » معلوم شد او كه نشنيده بود آقا سيد حسن هم نمىدانست و مىگفت قبر ابو ذر در قبرستان بقيع است و مين‌باشى گفت : « امشب كه در خدمت سركار هستم نه هرگز ابو ذر مىشناسم و نه ربذه شنيده‌ام چند سال است در مدينه هستم امشب از اغلب آشنايان و كسان مدينه خواهم پرسيد و صبحى خدمت سركار عرض خواهم كرد . »