تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
رسيده است كه حضرت رسالت پناه صلى الله عليه و آله به جابر بن عبد الله انصارى فرمودند كه : « او را ملاقات خواهى كرد ، از من به او سلام برسان . » و در روايتى چنين مذكور است [ كه ] حضرت رسالت به جابر فرمودند : « يوشك ان تبقى حتى تلقى ولدا من الحسين يقال له باقر يبقر علم الدين بقرا فاذا القيته فاقرأه منى السلام . » ولادت آن بزرگوار در سنهء سبع و خمسين و وفاتشان به روايت صحيح در سنهء يك‌صد و شانزده هجرى است . در جنب مزار آن بزرگوار قبر ولد الصدق ايشان امام سادس جعفر الصادق عليه السلام كه ترويج مذهب حقه جعفرى در زمان ايشان اتفاق افتاد كه دولت بنى اميه به زوال رسيد و دولت بنى عباس قوام نگرفته بود . والده ايشان ام فروه دختر قاسم بن ابى بكر الصديق است . مادر ام فروه ، آسماء بنت عبد الرحمن ابن ابى بكر است . از اين است كه حضرت مىفرمايد : « انا ولدت من ابى بكر مرتين . » و در روايتى [ مىفرمايد ] : « لقد ولدنى ابو بكر مرتين . » ولادت با سعادت ايشان در سنه هشتاد هجرى در « سيل الحجاف » در مدينه اتفاق افتاد و در سنهء يك‌صد و چهل و هشت هجرى در مدينه وفات يافت و در جنب پدر مكرم و جد مفخم و عم معظم مدفون شد . در مدح ائمه اطهار شاعر خوب گفته :
اليكم و الا لا تشد الركايب * و منكم و الا لا تنال الرغايب
و فيكم و الا فالحديث مخلق * و عنكم و الا فالمحدث كاذب
القصه ، تعمير بقعه مباركه در بقيع ، از سلطان محمود خان است كه در سنه يك هزار و دويست و سى و چهار هجرى محمد على پاشاى مصرى ، به امر سلطان تعمير كرده و امسال هم تعميرات لازمهء او را به عمل آورده بودند . در خارج بقعه مباركه ، قبر مرحوم شيخ احمد بحرينى 84 است . سنگ نازكى بر بالاى قبر او بوده كه شكسته شده است . معلوم نشد كه از نازكى شكسته شده يا عمدا شكسته [ شده ] است . فاتحه خواندم و گفتم ، حق همان است كه شيخ على پسر تو گفته : « ان ابى ضيعوه تلامذته » در پهلوى قبر ايشان قبر شيخ ابو القاسم شيخ الاسلام شيراز است . بالاى قبر او سنگ مرمر خوبى است با اشعار فارسى بر سنگ قبر او كنده ، گذاشته‌اند . وفات مرحوم شيخ احمد در ماه رجب سنهء هزار و دويست و چهل و دو واقع شده و از سنگ قبر او معلوم نمىشود . آن‌چه هم نوشته‌اند سنگ سستى بوده ضايع شده . وفات شيخ ابو القاسم شيرازى در سنهء هزار و دويست و هشتاد و شش واقع شده است . از آن‌جا به بيت الاحزان رفتم و از آن‌جا به زيارت حليمهء سعديه رفتم ، گفتم : « مرحبا به آن پستانى كه به دهن مبارك حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله رفته و مرحبا به آن شيرى كه حضرت رسالت مكيده است كه جزو بدن مبارك شده است . » از آن‌جا به قبر عثمان ذو النورين رفته كه قدرى خارج از محوطهء بقيع است كه در طرف شرقى بقيع واقع است و در حشّ كوكب دفن كرده بودند . معاويه بن ابى سفيان در زمان خود آن‌جا را داخل بقيع كرده است .