و چند اسباب ديگر بود كه در توى طاقچهء عليحده ، بهركدام جايى قرار داده ، و بسيار اسبابهاى خوب و مرغوب بودند . و چند اطاق ديگر كتابخانه بود كه از قرار تقرير كتابدار سى هزار جلد كتاب خزانه در آنجا موجود بود . و در آنجا يك جلد تاريخ ايرانى با ورق بزرگ خانبالغى با خط بسيار خوب مشاهده افتاد كه كلا اوراق مذهّب و تصويركارى ، فى الحقيقه كتابى بود كه در هرخزينه گل سرسبد مىنمود . جناب ايلچى از كتابدار پرسيد كه قيمت اين كتاب در نظر شماها چهقدر است ؟ گفت همچنين چيزهاى قطعه در فرنگستان قيمتش زياده بر آنست كه وجهى مشخص بشود .
بمرتبهء پائين آمده تفرج آشپزخانه و شربتخانه كرديم . انبار شربتخانه خانهخانه طرح شده [ بود ] ، و جميع ظروف مرتبه در آنجا از نقره و بعضى از طلا و قسمى از بلور و چينى فرد اعلا بودند . خلاصه همهء عمارات بتفصيل گرديده شد . بعد از گردش عمارت سه عرّادهء كالسكه علياحضرت ملكه از كالسكههاى خود براى سفارت كبرى فرستاده كه سوار شده همهء دور عمارت و باغ را بگردند . جناب امين الملك عرض تشكر و امتنان نموده سوار شده ميان باغ و صحراى مدّنظر را گردش كرده عصر مراجعت به سر راهآهن نموده سوار كالسكهء بخار كه مختص براى سوارى سفارت كبرى نگاهدارى كرده بودند سوار و معاودت به لندن كرديم .
رفتن به تماشاخانه و وصف آن
فرداى آن روز جناب امين الملك در شهر مشغول ديدوبازديد سفراء و بعضى از آشنايان بودند . و شب عاليجاه لنج صاحب گفت كه :
علياحضرت ملكه سپرده است كه سفارت ايران هرشبى كه ميل تماشاخانه