بارى بعد از چند دقيقه فاصله صاحبمنصبان سفارت كبرى را نيز احضار فرموده اذن جلوس دادند . دوباره صرف قهوه و چائى كردند و اسباب موزيكان فراهم آوردند ، تا هشت ساعتى شب مجلس منعقد بود ، بعد علياحضرت ملكه از مجلس برخاسته و مجلس متفرق شد .
ملاقات خصوصى با ملكه
روز سهشنبه بعد از ناهار يك نفر از عملجات حضور وارد شد كه ملكه ايلچى كبير را با همهء صاحبمنصبان احضار فرمودهاند . همان ساعت بالاتفاق شرفياب حضور مبارك شديم . علياحضرت ملكه با شوهرش آمده بسيار نزديك بفاصلهء يك قدم برابر جناب ايلچى خوددارى فرمود ، و ما اتباع نيز در نزديكى هالهزده ايستاده بوديم .
با كمال بشاشت و مهربانى و ملايمت فرمايش كرد كه : اميدوارم مراتب دوستى و يگانگى مرا و موافقت و اتحاد دولت و ملت مرا مخصوصا بحضور اعليحضرت پادشاه ولىنعمت خود رسانيده و ايشان را در هرقسم ثبات و بقاى دوستى من و ملت من اطمينان كامل خواهيد داد ، و هرگونه محبت و خوبيها كه از شهر و مملكت ما ديديد فراموش نخواهيد كرد .
جناب امين الملك در جواب عرض كرد كه : انشاءاللّهتعالى مراتب دوستى و محبتهاى واقعى و اين نوع موافقت و همراهى علياحضرت شما را خدمت اعليحضرت پادشاه ولىنعمت خود برسم سوقات خواهم برد ، و اين شرفيابى حضور شما و اين گونه التفاتهاى علياحضرت شما را تا ابد فراموش نخواهم كرد . بعد از آن خود فردافردا متوجه احوالپرسى صاحبمنصبان شد و پارهاى صحبتهاى متفرقه گرديد .
بعد جناب ايلچى كبير مرخصى از حضور طلبيده بيرون آمدند و در اطاق عليحده مشغول قليان كشيدن بودند . شاهزاده خانم كتاب خود را