فرستاد كه جناب ايلچى كبير چيزى برسم يادگارى به خط خود بنويسد :
و آن كتابى بود [ كه ] همهء سفراء و سيّاحان معروف كه شرفياب حضور شده بودند شرحى به رسم يادگارى نوشته بودند . و جناب ايلچى كبير نيز چند سطرى به رسم تشكر از محبتها و التفاتهاى ايشان ايراد نمودند . و عليا حضرت ملكه سرايدارباشى را مأمور فرمود كه جناب ايلچى را در همهء عمارات خود بگرداند . و خودش با شوهرش و با يك نفر نوكر كه چتر ايشان را در دست داشت از عمارت بيرون آمده در باغچههاى مقابل عمارت در گردش بودند .
گردش در عمارت سلطنتى
سرايدارباشى همراه سفارت كبرى همهء عمارت را گردش نمودند :
چه عمارت ، گوشهاى بود از بهشت برين ، علاوه بر اين كه خود عمارت به معمارى خوب طرح گرديده و اسباب و تجملات زياد سلطنتى داشت ، در بلندى واقع [ بود ] كه مدّنظر همه چمن و خيابان و درختان با ترتيب و نظام و گلها از هرنوع و هرلون برنگهاى مختلفه در باغها و خيابانها در انبساط و شكفتگى ، و درختان همه بيك اندازه و بيك قد آرايش گرديده ، و ديوارها كه به اطراف اين باغچهها كشيده شده است همه از بوتههاى جنگلى و با شاخ و برگ بافته بهم ، و همهء اين بوتهها را هر سال و هرماه با مقراض مرتبهبمرتبه چيده و آرايش داده و از اين بوتهها طاقنماها بيرون آورده و دروازههاى متعدد ساختهاند ، و از اين بوتهها گنبدها و در هرگوشه چهارطاقها ساختهاند ، و صندلى و ميز گذاشتهاند در وقت خستگى و آفتاب در توى آنها نشسته استراحت مىنمايند و صرف چائى مىكنند .
و رودخانهها چون جدول تذهيب از ميان اين چمن و خيابانها