تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرخ خان امين الدوله ( مخزن الوقايع ) ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
مشرق‌زمين را كشيده و هرمملكت را با شهرهاى مشهورش اسم به اسم نوشته بودند . چون بازى تماشاخانه از اوضاع هند بود ، براى نشان دادن شهرهاى هند در آن پرده اسامى همهء شهرها را نوشته و نقشهء آنجا را مبسوطتر بيان كرده بودند . بعد از آنكه مجلس منعقد شد آن مرد مخترع همان پرده را بالا كشيد سواد شهر كلكته « 1 » جلوه‌گر نظر شد . جميع عمارات و كوچه‌ها و خيابانها و ميدانها و صحراى اطراف شهر تا چشم كار مىكرد در مدّنظر بود . مردم شهر در كوچه‌ها تردّد مىكردند ، و كالسكه‌ها پشت‌سر هم در كار ، و شتران با قطار زير بار ، و فيلها در درب سراى بزرگى تخت روان در پشت ، و جمعيتى در دور آنها جمع ، و همهء نقاط شهر بتفصيل تمام معاين و آشكار بود . رئيس تماشاخانه به مردم يك‌يك آثار و بناهاى شهر را اسم‌به‌اسم نشان مىداد . بعد از آن پرده را باز بجلو صفّه كشيد . پس از چند دقيقه پرده را بالا زده شهر جهان‌آباد هند را نشان داد : چه شهر باصفا و چه عمارات عاليه و چه خيابانهاى مرتب و ميدانهاى مسطّح ، گلدسته‌ها و مناره‌هاى مساجد زياد ، دود از همهء خانه‌ها متصاعد ، و زن و مرد فرنگيها دست هم گرفته در باغات و خيابانها در گردش ، و كالسكهء ايشان در پشت‌سر روان . پس از آن سواد شهر دهلى را نشان داد كه انگليسها شهر را محاصره نموده ، و قشون سواره و پياده از اطراف دور شهر را گرفته ، بعضى در قراولى و فوجى در يورش و شلّيك و آتش‌بازى بودند . و دود از دم تفنگ و توپ معاينه و آشكارا متصاعد بود . و چهار نفر از هنديها يك نفر
هامش
( 1 ) - در اصل : كل‌كتا .