موزهء ناپل
و هرچه از اين شهر از خاك بيرون آورده بودند ، در خود شهر ناپل ، عمارت بسيار عالى تعمير « 1 » كرده ، در اطاقهاى آن بانمره ترتيب دادهاند .
و آن اطاقها كلا قراول و نگهبانان دارند و سپرده بيك نفر ژنرال است .
در اثناى گردش شهر ، اول راهنمائى سفارت كبرى بتفرّج اين عمارت گرديد . در مرتبهء اول كه وارد اطاقهاى اولى شدند ، سنگهاى صفحهء مرمرى دو سه ذرع مطوّل و مربع خاتمكارى و با اقسام مختلفه منقّش گرديده ، و تمثالهاى انسانى و حيوانى از سنگ مرمر از هرگونه كوچك و بزرگ چنان با حالت تراشيده بودند كه مثل زنده به نظر مىآمدند . و بعضى تمثالهاى بزرگ و قطور از مرمر و چدن بانمره قرار داده ، و لباسشان بطور لباس فراخ عربى ، و دامنهاش را چنان چينچين روى هم آورده و حمايل دوش كرده بودند ، كه گوئى دامنهاشان در حركت بود ، و ستونهاى مرمرى و سنگى الوان و مشجّرىوار صيقل داده شده ، و بقرار سيصد عدد بانمره گذاشته بودند .
از آنجاها گذشته در وسط طالارى ، معجرى از چدن دور صفّهء مربعى كشيده و صورت اسكندر و دارا را با نقش خاتمى با اسلحه و اسباب خود كشيده بودند . بعد از آن بمرتبهء بالا رفته يك اطاق را مثل دكان زرگرى فرنگى طرح داده اسباب خورده [ اى ] كه از شهر خرابه بيرون آورده در آنجا چيده بودند : از جمله سمتى از اطاق را اسباب طلا و نقرهآلات از قبيل دستبند و گردنبند و هرجور اسباب زنانه و غيره چيده ، و سمت ديگرى را تختهبندى نموده و صفّه برداشته سنگهاى معدنى الوان كه اكثرش عقيق بود ، از قبيل بازوبند و گردنبند و نگينهاى مختلفه
هامش
( 1 ) - تعمير در اينجا به معناى ساختمان است نه مرمت . و از اين ساختمان ظاهرا مراد موزهء ناپل است .