سفارت ايران را در دريا معطّل ننموده زودتر بكنار رسانند . عليهذا آن روز را مانده ، فردا هنگام غروب از بندر مزبور حركت گرديد .
بعد از طى مسافت چند فرسخ از آنجا كه چلّهء زمستان و فصل بسيار بد [ بود ] ، بخصوصه در دريا كه هيچوقت خالى از ابر و باد مشاهده نشد ، كمكم باد وزيدن آغاز نهاد و اندكاندك ابرها از اطراف بجنبش آمد ، و ساعت بساعت زيادتر گرديد ، تا اينكه يك جا روى آسمان پوشيده شد ، و مه روى دريا را مسخّر نمود .
تلاطم دريا و پريشانى سفارت
بارش « 1 » بتندى تمام بناى باريدن گذاشت ، و برق و رعد على الاتصال بغرّيدن شروع كرد ، دريا طوفانى گرديد ، لطمههاى آب مانند قطعات ابر بهيجان آمد و امواج ، كوهكوه متراكم شده ، هنگامى كه به كشتى مىخورد آنقدر كشتى را بلند مينمود كه در سرازير آمدن آن احدى را اميد حيات نبود . زورق بزرگى را كه در گوشهء سر كشتى با زنجير كلفت آهنى بسته بودند ، و دو ذرع از آب ارتفاع داشت ، تلاطم امواج چون كوهى به او برخورده و توى زورق ريخته زنجير حلقهها را يك جا بريده و كنده برد . از مشاهدهء اين حال اضطراب و قلق « 2 » و هراس تمام بر اهل كشتى غلبه نموده ، به غير از توسّل به خدا از هيچ طرف اميد اعانتى به خيال نمىآمد .
اتباع سفارت چون مرغ نيم بسمل در ميان اطاق كشتى در غلطيدن و طپيدن بودند ، و از مشاهدهء حالت يكديگر پريشانى كه داشتند علاوه ميشد . براى ملاحظهء نجات ، هرچه جستجوى اطراف و خشكى ميگرديد ،
هامش
( 1 ) - بارش اسم مصدر است و در اينجا بجاى باران به كار برده شده است .
( 2 ) - در اصل : غلق .