بعدا از مأموريت دوستدار به اين امر از جانب دولت انگليس تكليفى بدولت ايران نشده ، رسما مرقوم دارند تا از روى اطمينان بذل جهد خودم را نموده ، بقدرى كه ميدانم مقدور دولت من است در مقام استرضاى دولت انگليس كه دولت بزرگ و دوست قديم دولت ايران است ، با كمال شوق برآيم ؛ و السلام .
پيغام سفير انگليس
من اعلام ميكنم كه هيچ سؤال يا اظهارى كه مقتضى جواب باشد ، باستحضار من از جانب دولت انگليس بدولت ايران اظهار نشده ، مگر كاغذى [ از ] لرد كلارندون « 1 » بصدراعظم ، كه جواب آن رجوع شده بود به اختيار و دستور العمل كه موافق نوشته بجانب امين الملك داده شده . بر آن اعلامنامه « 2 » كه داده بودم ، چيزى ديگر نمىتوانم افزود ، و همان سؤالى كه قبل از آن كردهام باز تجديد ميكنم ، آن اعلامنامه را بدست خود نوشته و ممضى كردهام ، بتوسط يك نفر صاحبمنصب سفارت ايلچى كبير ايران داده مىشود . مادامى كه آن تعهد نوشته كه من خواسته بودم ، به من نرسد ، پيش از آن با جناب ايشان مخابره كردن حاصلى نخواهد داشت . در تكاليف مخصوص خود و در مصالح دولت خود بهترين حاكم است ، چنانچه نتايج حركات او نيز بر عهدهء خود او خواهد بود ؛ و السلام .
هامش
( 1 ) - وزير خارجهء وقت انگلستانLord Clarendon( 2 ) - در اصل اعلاننامه ، ورقهاى كه براى اطلاع مردم از امرى صادر كنند ؛ اعلاميه ( فرهنگ معين ص 36 ) .