از براى اولتيماتوم اصرار مينمايند ، و فى الحقيقه ماده هم به اشكال پيوسته است و من ذاتا خيلى متأسف هستم كه لا محاله فتح ابواب مكالمه ميشد . آنوقت سعى و اقدام بنابر روش مصلحت ممكن بود و بعيد نبود كه قرارى داده ميشد .
تقاضاى ميانجىگرى
جناب امين الملك در جواب گفتند چنان كه سابق مصدّع شدم ، وثوق و اعتقاد جناب صدراعظم نسبت به جناب شما حدّ و پايه ندارد ، و فرمايشى كه به بنده كردهاند اول مأموريت بنده است كه در اين باب اظهارات خود به خدمت شريف بلادرنگ و بدون ملاحظه بيان سازم .
اميد قطعى دارند كه جناب صدراعظم محبتى كه باطنا به جناب ايشان دارند اهتمامات خود را در اين خصوص دريغ نفرمايند ؛ و بطورى كه مناسب ميدانند همت كاملهء خود را در اين امر مرعى فرمايند كه هم دوستى دولتين ايران و انگليس باقى باشد و هم به استقلال دولت علّيهء ايران خللى واقع نشود . وثوق كاملهء جناب اشرف صدراعظم اين بنده را قويا مطمئن داشته است كه جناب صدراعظم شأن عالى دولت علّيه ايران را با صفت كاملهء حقانيتشناسى خود منظور ميدارند .
قشون ايران بلاحرف بايد عقب بنشيند !
جناب صدراعظم جواب دادند كه قلب شريف جناب صدراعظم ايران گويا بر اين است كه [ با ] خلوص باطنى خود كه نسبت به دولت علّيه ايران دارم ، خود را بهيچوجه معاف نميدارم كه ان شاء اللّه موفق بانجام اين خدمت شوم ؛ امّا همينقدر كه هرگاه فتح مكالمه ميشد و منظورات تحريرا و شفاها معلوم ميگرديد بهر وجهى كه بود طورى ميشد كه قرارداد شود ؛ ولى چون اخلاص حقيقى وادار مينمايد كه از هرصورت و هرنكات اين مسأله فى الجمله اطلاع بهم رسانم ، بناء عليه در خصوص