قرارنامهاى بود كه شيل صاحب « 1 » اين قرارنامه را به زور گرفت ، و هرچه اولياى دولت ايران عدم حقيقت او را در خواستن چنين قرارنامه تحريرا و تقريرا اظهار نمودند مقبول او نشد تا كار به جائى رسيد كه اگر چنين نوشته نميدادند آن روز حالت امروز را ظاهر مينمودند .
لشكركشى دوست محمد خان
و همچنين بطلان قرارنامه فقره بفقره گفته شد ؛ در اين قطع مراوده مستر موره ، دوست محمد خان حاكم كابل با عسكر و تدارك بر سر قندهار رفته كهندل خان حاكم قندهار كه فوت شده بود ، اولاد و احفاد و اقربا و متعلقان كهندل خان را تارومار و متوارى ساخته و قندهار را يكجا تصرف نموده و از آنجا به هواى تصرف هرات افتاد . حتى كاغذها به هرات و ساير بلاد سرحدات ايران از قبيل سيستان و قاينات و خراسان نوشته و آنها را به اطاعت خود دعوت نمود كه الآن كاغذهاى او نزد من حاضر است .
اولياى دولت علّيه به جهت حفظ هرات و امور سرحدات خراسان و آن سرحدات و صفحات مقدار كافى عسكر فرستادند . عيسى خان هم كه يكى از اعيان وسط هراتست به هواى ايالت هرات افتاده با دوست محمد خان دست يكى كرده شاهزاده محمد يوسف را كه يكى از اولاد حكمرانهاى سابق هرات بود و در خدمت ايران مستخدم و در مشهد مقدس اقامت داشت تحريك و تطميع كرده ، بدون اذن و استحضار اولياى دولت ايران از مشهد مقدس به هرات برد ، و باتفاق يكديگر سيد محمد خان و خويشان او را به قتل آورده مخفى كاغذهاى متعدده به دوست محمد خان نوشت كه هرات را براى شما حاضر كردهام .
هامش
( 1 ) - شيل از افسران انگليسى و معلم سپاهيان ايران بود و در اوائل سلطنت ناصر الدين شاه به سفارت انگلستان در ايران منصوب شد و او يكى از توطئهگران برضد امير كبير بود .