مأموريت مستر موره خوشحال شدند كه بعد از ورود او به دار الخلافه همهء امورات را در عالم خيرخواهى بروجه حقانيت صورت خواهد داد ، لازمهء احترام را بجا آوردند .
بعد از ورود مستر موره به دار الخلافه ، مومىاليه شخصا ازبسكه آدم سادهلوح بود طامسن صاحب و ساير اتباع او كه ارباب غرض بودند براى رونق كار خود هرطور بود او را به اين مقام آوردند كه او هم در بعضى مواد رفتار و معامله را در سبك و سياق مأمورين سابق برداشت نمود ، و در اين بين با تحريك اهل غرض تجديد مطلع كرده مقدمة ميرزا هاشم خان را وسيله نمود و كاغذ رسمى نوشت كه ميرزا هاشم خان را مأمور به شيراز نموديم ، احكام لازمه را بدهند . اولياى دولت علّيه جواب مرقوم فرمودند كه اولا ميرزا هاشم خان نوكر مواجبخور و خانهزاد پادشاه است ، مأموريت او نظاما ممكن نخواهد بود ، و ثانيا دولت انگليس موافق مضمون معاهدهء حاضره بجز از تبريز و طهران و ابوشهر « 1 » حق و صلاحيتى ندارد در ساير ممالك دولت علّيه مأمور رسمى تعيين نمايد ، لهذا چون هردو اين فقره مغاير عهد است اولياى دولت علّيه در اجراى مأموريت آن معذور است .
قطع رابطه بخاطر يك زن
و مدتى در اين باب تحريرا سؤال و جواب شد ، چون زن ميرزا هاشم خان هم از منتسبان حرم پادشاهى است و ميخواست زن خود را در نزديكى سفارت انگليس اقامت دهد اولياى دولت علّيه بملاحظهء عديده رضا نميدادند ، در اين بين مستر موره كاغذى رسمى به اولياى دولت علّيه نوشت كه بايد زوجهء ميرزا هاشم خان را به خودش تسليم نمائيد ، اگر
هامش
( 1 ) - نام بندر بوشهر است و از نظر علمى صحيح نيست .