انگليس و در سفارت انگليس منشى اول خواهد بود . اولياى دولت علّيه موافق قاعده با دلايل حقّيه ايراد جواب او نمودند كه مومىاليه نوكر مواجبخور اعليحضرت پادشاه است و چنين استنباط كردند كه او آدم بيغرض نباشد ، بهيچوجه مأموريت او در سفارت انگليس مقبول « 1 » نخواهد بود .
بعد از گفتگو و مكالمهء بسيار از جانب دولت انگليس به طامسن صاحب « 2 » حكم رسيد كه فراغت از مأموريت مومىاليه نمايد و طامسن صاحب هم مشافهة خدمت اولياى دولت علّيه اظهار نمود كه ما از تصاحب ميرزا هاشم خان فراغت نموديم و اين مسأله هم تمام شد ، ولى ميرزا هاشم خان در سفارت انگليس دربست « 3 » نشسته بود در اين حال مأموريت مستر موره از جانب دولت انگليس به سفارت دولت علّيه ظهور نمود و اولياى دولت علّيه اميدوار بر اين بودند كه چون در پايتخت انگليس سفير و مصلحتگزارى ندارند شايد مأمورين انگليس هرموادى كه بظهور ميرسد براى پيشرفت امورات ذاتى خود مراتب را در لباس ديگر به وكلاى دولت انگليس مينويسند و مشتبهكارى مينمايند ، از
هامش
( 1 ) - در اصل انگليس نخواهد بود ، « مقبول » مأخوذ از نسخهء بدل است .
( 2 ) - كاردار انگليس ، در نسخهء اصلى طامس ضبط شده است - صاحب عنوانى است كه در ممالك اطراف ايران ابتدا به انگليسيان معنون و سپس بهمهء خارجيان ميدادند ( فرهنگ معين ، ج 2 ، ص 2119 ) - و ظاهرا اين كلمه در هندوستان از طرف عامهء مردم بعنوان تعارف و ادب نسبت به بزرگان ابراز ميشده است و بعدا كه انگليسها به هندوستان راه يافتند به آنان نيز صاحب گفتهاند ؛ و صاحب به معناى رفيق و همصحبت است نه مالك .
( 3 ) - متن اصلى : بسط .