ذى الحجة الحرام كه بناى حركت از تبريز گرديد ، جناب قايممقام براى وداع بسفارت آمده و بعد از مراجعت ايشان ، جناب سفير كبير شرفياب خدمت سركار شاهزاده شده ، از ايشان وداع نمود و دو ساعت بغروب مانده از شهر سوار شدند و همه صاحبمنصبان نظام و غيرنظام و اعيان و تجار ، براى مشايعت تا خارج شهر همراهى نموده ، ايشان معاودت به شهر [ نمودند ] و جناب ايلچى كبير روانهء منزلى كه قريهء آلوار بود شدند و آن شب را مقرب الخاقان يحيى خان ايلخانى و تقى خان سرهنگ خويى ، در خدمت جناب معزىاليه بسر بردند .
صبح در قريهء مزبوره عاليجناب حاجى مير محمد حسين بديدن آمد و دو نفر آدم از جانب سركار شاهزاده و جناب قايممقام بارخانه و تعارفات جاخالى آورده ، احوالپرسى از جانب ايشان نمودند . هنگام عصر حضرات مراجعت به شهر [ نمودند ] و سفارت كبرى روانهء باغ ملكزاده [ گرديد ] و از آنجا نيز حركت [ كرده ] منزلى در شبستر و منزل ديگرى در تسوج و از آنجا وارد بقريهء ديزج خوى گرديد . بورود آنجا يك دسته سرباز خويى با صاحبمنصب خود كه از جانب نواب مستطاب محمد رحيم ميرزا حكمران خوى و سلماس مأمور بقراولى سفارت كبرى بودند . در جلو چادرهاى سفارت استقبال نمودند و بارخانهء شايسته نيز همراه مهماندارى كه از جانب سركار شاهزاده تعيين شده بود از خوى رسيد .
خوى
روز دوشنبه سلخ ذيحجه از قريهء ديزج سوار و روانهء داغباغى خوى كه منزل تعيين شده بود ، گرديدند . در نيم فرسخى خوى ، نواب اميرزاده داراب ميرزا پسر شاهزاده محمد رحيم ميرزا كه نايب الحكومه بود ، همراه اعيان و آقايان و با جمعى از معارف خوى استقبال سفارت كبرى را