ورود به تبريز
يوم دوشنبه نهم شهر ذيحجة الحرام ، صبحى ، زودتر از قريهء مزبوره حركت و در نزديكى خلعتپوشان جناب قايممقام جلودار خود را با سه رأس اسب يدك ، همراه دستهاى از تفنگداران و غلامان براى تكريم سفارت فرستاد . از خلعتپوشان تا دار السلطنهء تبريز ، على الاتّصال ميرپنجگان و سرتيپ [ ان ] و سرهنگان و اكثرى از تجار و صاحبمنصبان نظام و غير نظام ، دسته بدسته ميرسيدند . در اثناى ورود شهر ، فراشان سركار شاهزاده همراه آردليهاى « 1 » توپخانه ، بجلو جناب ايلچى كبير افتاده با اعزاز و احترام تمام ، داخل شهر و شرفياب خدمت سركار شاهزاده شدند . پس از آن مراجعت به منزل خود كه عمارت وليعهدى را قرار داده بودند گرديد و سركار شاهزاده كمال مراقبت و ملاطفت را دربارهء سفارت كبرى فرمودند .
آن روز و آن شب را ناهار و شام از كارخانهء « 2 » خود التفات نمودند و چند نفر از فراشان و عملهء خلوت خود را ما دام توقف سفارت در تبريز ، بخدمتگزارى مقرر داشتند . طرف عصر جناب قايممقام يك طاقه شال ترمهء بسيار اعلى با دوازده خوانچهء شيرينى ، بعنوان منزل مباركى بسفارت فرستاد و هنگام غروب آقا حسين پيشخدمت و صندوقدار ، از جانب سركار شاهزاده ، يك طاقه شال ترمهء خوب و چند خوانچه شيرينى بسفارت آورده ، احوالپرسى يكانيكان از صاحبمنصبان كرد و جناب ايلچى كبير بمنازل صاحبمنصبان سفارت و همراهان فرنگى خود از تعارفات تقسيم نموده ، از جا و مكان و احوال هريك فردا فردا احوالپرسى نمود .
هامش
( 1 ) - فراشى كه مأمور فراخواندن و احضار سپاهيان و يا متهمان و گناهكاران است ( فرهنگ معين ، ص 42 ) ؛ اصطلاح نظامى است .
( 2 ) - به مجموعهء وسائل آشپزخانهء بزرگان و امرا اطلاق ميشده است .