بموجب پيمان فوق ايران از هرات چشم پوشيد و موافقت كرد كه هرات حكومت مستقلى داشته باشد و حاكم آن نيز از بين بزرگزادگان افغانى كه در ايران بودند انتخاب شود و سلطان احمد خان سابق الذكر برادرزاده و داماد دوست محمد خان را شاه بحكومت هرات تعيين كرد و يكنفر ايرانى بنام سيد ابو الحسن شاه به وزارت او تعيين شد ( 1273 ) .
سلطان احمد تا سال 1279 حكومت ميكرد و همچنان خطبه و سكّه بنام ناصر الدين شاه بود كه در يك طرف سكّهها نوشته شده بود « ضرب دار النصره هرات 1277 » در طرف ديگر « سلطان ناصر الدين شاه قاجار » . سلطان احمد از طرف دولت ايران ملقّب به سردار شد و پسرش شهنواز خان لقب ميرپنج گرفت . علت اينكه انگليسها در اين شش سال در قبال اين قضيّه ساكت ماندند اين بود كه گرفتار شورش هند بودند و بلافاصله بعد از فراغت از اين مهمّ دوباره جدا به كار جدا كردن افغانستان از ايران پرداختند و بتحريك آنها در سال 1279 دوست محمد خان هرات را محاصره و فتح نمود و به اين طريق وقايع هرات كه مدتى قريب بيك قرن وسيلهاى براى تضعيف ايران بود به ضرر دولت ايران پايان يافت .
عجب اين است كه اين قضايا را انگليسها بتحريك روسها و روسها بتحريك انگليسها ميدانستند و حتى « سوبولوف » وزير داخلهء وقت روسيه گفته بود كه روسيه ممكن بود بپذيرد كه ايران هرات را تصرف كند ولى نميتوانست قبول كند كه ايران هرات را بنفع انگلستان بگيرد « 1 » » .
حسين محبوبى اردكانى
هامش
( 1 ) - روابط ايران و افغانستان - توكلى - ص 59 - 61 .