مشغول بود ولى درعينحال مرتبا بدولت خود مىنوشت كه در كار عجله نكنند .
در جواب يكى از نامههاى او صدراعظم مينويسد : « ما بنا داشتيم مأمور مختارى به بوشهر بفرستيم كه هرطور است كار را با سردار انگليس بگذراند . كاغذهاى شما رسيد نوشته بوديد عجله در كار نكنيد و اقلا چهار پنج ماه خوددارى نمائيد كار در پاريس ميگذرد . به همين ملاحظه از نيّت خودمان صرفنظر كرديم و گذراندن كار را در بوشهر موقوف كرديم و يقين داريم تو از ما زيادتر بصيرت دارى امر را بهتر مىگذرانى . . . چاره بجز قبول نداريم ما نمىتوانيم هفت و هشت ماه طول بدهيم .
قوّه نداريم . قشون نداريم . پول نداريم . مردم ايران هرزه هستند . امان است .
امان است . بگذران . شارژ دفر فرانسه از اين مراتب مطّلع است و اين فقرات را به و الفسكى وزير امور خارجهء خودشان نوشته است . . . 24 رجب . روز عيد نوروز ئيلال ئيل 1273 . » در نامهء ديگرى به او مينويسند : « تا زود است و پرده از روى كار برداشته نشده است كه خدانكرده صدمه و لگد افغانان و ديگرى نخوردهايم كار را بهر قسمى كه صلاح دانيد بگذرانيد و هرچه از تكاليف كم كردهايد خدمت به ولينعمت و دولت خود كردهايد و هرچه نكردهايد معلوم است در قوّه نداشتهايد . اين كاغذ را به خط معهود حسب الامر سركار اعليحضرت شاهنشاه ولينعمت همايون خود بشما مىنويسم و بملاحظهء نظر مبارك رسيده است و پاى همين كاغذ را براى سند مهر ميكنم كسى بحث و ايرادى بشما نخواهد داشت البته بگذرانيد . . . »
براثر اين قبيل نامهها بود كه امين الملك بالاخره « در تاريخ هفتم رجب 1273 معاهدهء پاريس را با سفير انگليس امضاء كرد و بموجب آن قرار شد كه انگليسها بنادر و جزاير ايران را خالى كنند و ايران نيز سپاه خود را از هرات و افغانستان بيرون برد و استقلال آنها را بشناسد و بعدها از هرگونه ادعائى نسبت به آنها صرفنظر كند و در حل اختلافاتى كه
سفرنامه فرخ خان امين الدوله ( مخزن الوقايع ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 37
مساهمون: حسين بن عبد الله سرابى
صمقدمه ٣٧