تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
و ديگر مادام توقف آن‌جا حالت تفرج و گشت به هم نرسيد و در آن كوهسار از درخت بستانى و جنگلى هر دو نوع هست . از بستانى انار و انجير و آلوچه و زردآلو و جوز و تاك دارد . از جنگلى مازو 131 و بلوط 132 و انجير و چاتلانقوش 133 و بلالوكه آلبالوى 134 كوهى است دارد . چاتلانقوش را در ماست مىريزند ، مانند پسته خوشه دارد و انار گوران در حموضت 135 معروفت است و از گل و سنبل و سوسن و لاله و غيره بسيار است . اغلب اوقات روز و شب ابر بر روى هوا بود و اكثر اوقات به شدت مىباريد ، خصوصا در شب دوشنبه بيست و سوم آن ماه ، قريب به صبح ، هوا مترشح شد و گوش و گردن كوه و چمن را مشّاطهء 136 بهار به طوق و يارهء 137 لآلى 138 مرصّع و موشّح 139 ساخت . طليعهء فجر به همعنانى انقلاب دميد و فرمانرواى گيتى ، يك‌ران 140 آبى به زير ران كشيد . از هر جانب ابر متراكم شد و هوا متلاطم 141 گشت . عقال 142 بختيان 143 مست گسستند و خرطوم پيلان دمان به دودمه تگرگ و باران بستند . بعد از زوال ظهر بادى سخت وزيدن گرفت و صاعقه صعب جستن كرد . ضرغام برق بخنديد و عفريت عمام بگريست . نخست تارك دمن و اتلال هدف گلولهء تگرگ شد و سپس پيكر دشت و جبال نشانهء تيرباران تيرباران گرديد . منوچهرى گويد :
برآمد سيلى از كهسار ناگه * دراز آهنگ و پيچان و زمين‌كن
لمحه [ اى ] نرفت كه پاى تا سر كوهسار سينه و ناف عمّان گشت و دقيقه [ اى ] نگذشت كه لالهء نعمان به جاى صدف ، خازن گوهر نيسان شد . از خيام ما جز شكل حباب ، بلكه نقش بر آب اثرى نماند . در اين حالت :
شبى گيسو فروهشته به دامن * پلاسين معجر 144 و قيرينه گرزن
گليم سياه بگسترد و سپاه حبش به طلايه‌دارى آفاق گسيل شد و اين فدوى را اضطراب به جهات عديده مستأصل كرد . اول شدت باران ، دوم وحشت ياران و ديگر سختى بادهاى متواتر و سستى ميخ‌هاى چادر . جز پوش‌هايى كه بر روى هديهء همايونى بود ، در تمام خيام به اندازه سرپوشى جان‌پناهى نماند . هر اسباب در هر خيمه بود بعضى را تمام و بعضى را نيمه‌آب احاطه كرد . از همهء منازل جز اطاق‌پوش نشيمن خودم مكانى خشك باقى نماند . لابدا رفقا چشم از اسباب پوشيده در يك‌جا به دور هم گردآمديم و از سستى ميخ‌هاى چادر بيم آن داشتم كه ستون خيمه بر سر ما بيفتد . از هر طرف باد مىوزيد به طرف ديگر مىنشستيم . به علاوه احتمال مىدادم كه اگر اكراد بتوانند ، سرقتى نمايند و اگر جاف را مجال شود ، اجحافى كند . ولى الحمد للّه تعالى پوش‌هاى نذر همايونى مغشوش نشد و چون