تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
سه‌شنبه بيست و هفتم [ ربيع الاول ] ، در ميان درهء مزبور نماز خوانده ، بعد از چاى سوار شديم . اين فدوى و نواب علم شاه از ميان دره به قدر يك فرسخ رفته ، فدوى پنج تيهو شكار نمودم . يكى گم شد ، چهار قطعه را به منزل آوردم . علم شاه يك درّاج و يك تيهو زد . دو سه ساعت از طلوع آفتاب برآمده ، به منزل آمديم . خان نجار رباطى است محقّر و كثيف [ و ] جز در وقت ضرور و احتراز از باران ، وقت ديگر نمىتوان آن‌جا منزل كرد . به فاصلهء چهار يك فرسخ از آن رباط ، در كنار دجله ، عشاير اعراب منزل دارند و خانه‌ها از نى ساخته‌اند . در آن خانه‌ها منزل نموده ، دو ساعت از شب گذشته ، بعد از شام به عزم سرّمن‌رأى سوار شديم . اعراب مىگفتند قبل از طغيان آب در اين زمين مار و عقرب بسيار بود ، ولى آب همه را برد . مع هذا يك عقرب ميان پيراهن 30 فدوى رفته و تا سرّمن‌رأى بود . ليكن الحمد للّه تعالى آسيبى نرسانيد . آن شب نيم فرسنگ به سرّمن‌رأى مانده پياده شده ، ساعتى استراحت كرديم تا صبح شد . چهارشنبه بيست و هشتم [ ربيع الاول ] ، نماز صبح را خوانده ، آقا محمد ابراهيم ارباب اصفهانى و جمعى از اهالى سامره استقبال نمودند . بعد از چاى سوار شده روانهء شهر شديم . مدير آن‌جا پياده تا خارج شهر آمده بود . با او تعارفى نموده و سواره به منزل جناب شيخ عبد الحسين سلّمه اللّه تعالى رفتم . ناهار را هم ايشان تدارك فرموده بودند . از آن‌جا به منزل آمده ، خواستم غسل زيارت نمايم ، عقربى كه در خان نجار در ميان پيراهنم 31 رفته بود به زمين افتاد . بعد از غسل ، شرفياب حرم مطهر امامين الهمامين ، شمسين القمرين ، عسكريّين عليهما السلام شده ، از آن‌جا به سرداب سلطان عصر ، قايم آل محمد روحنا و ارواح العالمين فداه مشرف گرديده ؛ شرايط دعاگويى و نيابت سركار جهان‌مدار شاهنشاه جم‌جاه اسلام پناه خلد اللّه ملكه و سلطانه را به عمل آورده ، در خدمت جناب مستطاب شيخ [ عبد الحسين ] سلّمه اللّه تعالى به منزل آمديم . آن شب را در منزل خانه‌زاد انجمن علما شده و تا بعد از شام ، جناب شيخ و سايرين مشغول ثناجويى و دعاگويى بودند . پنج‌شنبه بيست و نهم [ ربيع الاول ] به حرم مطهر مشرف گرديده و به اتفاق جناب معظم اليه به منزل اين فدوى استان اعلى آمديم ؛ تا بعد از ظهر آن‌جا تشريف داشتند . بعضى از همراهان مىگفتند از راه قراتپه به قصر شيرين برويم . با جناب معزّى اليه مشورت نمودم ، صلاح ندانستند . قرار دادم از خان نجار به بعقوبه آمده آن‌جا به جادهء متعارف بياييم .