تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
است - گذاشته شود . لهذا اظهار مىشود كه آن مخدوم به زودى گراختين را در اول دخول زوار و مترددين به خاك عليه داده باشيد كه موافق قاعده چند روزى به آنها دود داده و در گراختين نگاه داشته ، بعد از آن مرخص و روانه شوند . زياده چه تأكيد . » امير براى جلوگيرى از رشوه‌خوارى و مفاسد مأمورين مرزى ، در حاشيهء نامهء فوق نوشته : « مراقب باشيد كه اين عمل مايهء مداخل مستحفظين نشود ، و بناى اذيت و آزار را گذاشته ، مترددين را به زحمت نيندازند . بلكه مايهء نظم شود » . ( 10 ) - در اصل : حيثيت . ( 11 ) - مىخواهد سوراخ موشى را به هزار دينار كرايه كند . مثل : سوراخ موش را يكى هزار تومان مىخرد . ( 12 ) - همه چيز به ريشه و اصل خود بازمىگردد . مثل :
هركسى كو دور ماند از اصل خويش * بازجويد روزگار وصل خويش
( مولوى ) ( 13 ) - مسرع : شتابنده ، شتاب‌كننده ، سريع ، چست‌وچالاك . فرهنگ عميد . ( 14 ) - در اصل : نمودند . ( 15 ) - بيت كامل چنين است :
بگو تا آتش جانم نشيند * مسلمان نشنود كافر نبيند
( 16 ) - در اصل : غلاب . ( 17 ) - كشف : سنگ‌پشت ، لاك‌پشت . فرهنگ عميد . ( 18 ) - مخلب : چنگال . فرهنگ عميد ( 19 ) - در اصل : غلاب . ( 20 ) - در اصل : شده . ( 21 ) - در اصل : آب داشت . ( 22 ) - كلش : مأخوذ از تركى ، ساقهء گندم . ( 23 ) - پس آنگاه كه نماز پايان يافت ، در زمين پراكنده شويد . ( سورهء جمعه / آيهء 10 ) ( 24 ) - يك كلمه خوانده نشد . ( 25 ) - در اصل : اكثير . ( 26 ) - سمك : ماهى . فرهنگ عميد . ( 27 ) - در اصل : كنپانى . ( 28 ) - مضيف : محل ضيافت ، جاى پذيرايى مهمان . فرهنگ عميد . ( 29 ) - در اصل : آورده . ( 30 ) - در اصل : پيرهن . ( 31 ) - در اصل : پيرهنم .
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 190 | عليرضا عضد الملك / حسن مرسلوند