چهارشنبه بيست و چهارم [ محرم ] ، در خان 139 قچى طليعهء صبح برامد و باد ساكت شد .
وقتىكه آنجا رسيديم ، جميعا مثل مردهء كور كه روز نشور شوند رنگها پريده ، چشمها گسيخته ، بينى و گوش و دهان پر از خاك ، و ماتومتحير .
آنجا نهرى است [ كه ] به محض رسيدن به آن نهر ، حاجى ميرزا رحيم برهنه شده خود را به آب انداخت و ما وضو نموده نماز خوانديم . هوا از غبار حالت ماهتاب در ابر داشت و زمين از باد به پوست نيم مدبوغ مىماند . خلاصه مضجع طفلان مسلم در يسار جاده ، به فاصله نيم فرسنگ ، واقع است . عازم زيارت بوديم . جادهء مستقيم را هم آب گرفته بود . به آن بقعهء مباركه رفته شرايط دعاگويى وجود مقدس شاهنشاه اسلامپناه روحنا فداه را به تقديم رسانيده و چاى صبح را آنجا خورديم .
آن بقعه چنان است كه اول ورود محوطهاى است جهت بستن دواب ساختهاند . پس از آن وارد صحن شريف مىشود ، كه تخمينا بيست ذرع در بيست ذرع عرض و طول دارد . و بقعه متبركه [ داراى ] دو گنبد است و مرقد هريك از آن دو شعاع آفتاب نبوى در زير گنبدى است . كتيبهء ميان بقعه را خواندم . در زمان دولت خاقان مغفور ، البسه الله من حلل النور ، محمد حسين خان و محمد حسن خان سردار قاجار 140 ساختهاند و حال خرابى به هم رسانيده ، اگر مرمت نشود احتمال خرابى دارد . از اسباب تجمل حتى بوريا ندارد . بالجمله زيارت نموده سوار شديم .
محمد رضا بيك نامى از اهل اصفهان ، فضول و جسور و بىادب و بىمصرف ، از جانب كارپردازخانه در مسيب است . با چند سوار و پياده استقبال تا آنجا نموده خواست سوار و پياده را كه از دولت عثمانى بودند در جلو فدوى بيندازد ، قبول ننمودم . به كنار شط فرات آمده ، از جسر عبور كردم و در باغچهء درويش ، كه ذكر آن در روزنامهء اياب خواهد شد ، فرود آمدم و بعد از ناهار خوابيدم . سه ساعت به غروب مانده ، چاى آوردند . ديدم از شدت گرما نمىتوانم خوددارى نمايم . به كنار شط دور از آبادى رفته خود را به آب انداختم و مراجعت به باغ نموده ، بعد از شام خوابيدم . بر خلاف شب قبل ، هوايى ملايم و خوش بود . از قرار مذكور باد شب قبل ، از مسافت بعيده تشريف آورده بود و از معادن گوگرد و ساير سمومات سوغاتى 141 برداشته و نياز اين خانهزاد و همراهان نموده بود . در همهجا از صدمهء آن باد شكايت كردند ، خصوصا نجفيان . در كربلاى معلّى هم زياده از سيصد نخل شكسته بود .
خلاصه دو ساعت به صبح مانده ، مشغول تدارك رفتن شديم . از پلى كه بر روى نهر حسينيه است گذشتيم [ و ] صبح طالع شد .
پنجشنبه بيست و پنجم [ محرم ] ، نماز صبح را در كنار حسينيه ، يك فرسنگى مسيب ، خوانديم . چاى آوردند و دو عرب به خلق الساعه حاضر شدند . سيد ابو طالب خادم از
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: عليرضا عضد الملك
ص١٣٦