جزو علما و تجار هر دو محسوب است . جميع خدّام و جميع طلاب و علماء جزو بودند [ كه ] اسامى آنها را نمىدانم . آن روز طفلى و زنى نمانده بود كه بيرون نيامده بود .
شاهزادگان و غيره :
ارسلان ميرزا پسر مرحوم شجاع الدوله ؛ سيف الملوك ميرزا پسر مرحوم نايب الدوله ؛ علم شاه پسر نواب تيمور ميرزا ؛ ولدان هلاكو ميرزا ؛ ولدان والى ؛ احمد آقا ؛ ابو الفضل ميرزا پسر مرحوم ظل السلطان ابو الفضل ميرزا نيامده بوده ) ؛ نواب اقبال الدولهء هندى با جميع نوّابان هند .
مقرب الخاقان كارپرداز و اجزاء كارپردازخانه تماما .
تجار :
حاجى محمد مهدى امين التجار ؛ حاجى على شهير [ به ] پوستفروش ؛ حاجى عبد الهادى ؛ حاجى على قندهارى ؛ حاجى محمد اسماعيل اصفهانى ؛ حاجى جليل دولتآبادى ؛ آقا محمد جعفر دولتآبادى ؛ آقا محمد حسين شبسترى و آقا محمد جعفر كازرانى .
باز هم از تجّارزاده بودند كه نوشتن اسمشان موجب تطويل 128 بود .
عصر روز دوشنبه بيست و دوّم محرم ، يك ساعت به غروب مانده ، از كاظمين عليهما السلام سوار شده نواب علم شاه هم به مشايعت برآمده و از مسجد براصا معاودت كرد . سيد ابو طالب خادم آستان ملايك پاسبان جوادين سلام اللّه عليهما به مشايعت آمده بود [ و ] تا نجف همراهى كرد . هوا بسيار گرم بود و جادهء مستقيم را آب و گل [ گرفته بود ] . 129 به هزار صعوبت و مشقت از راه مارپيچ به سرحز رسيديم . حز اين است كه از شط شقهاى است عريض و عميق ، سابقا جسر داشته ، حال صلاح مداخل را در عبور دادن [ به وسيلهء ] 130 طراده 131 دانستهاند . طراده حاضر بود . دواب را با بار به ميان طراده كشيده ، تا دو سه ساعت از شب گذشته ، معطل عبور شديم . پس از عبور حساب نمودند با زوارى كه همراه بود شانزده تومان اجرت آن شد ، داده و گذشتيم .
تا يك فرسنگ متجاوز از كنار دجله رفتيم . زيراكه راه راست را آب گرفته بود . شبى تاريك و راهى سخت ناهموار بود . پنج فرسنگ را ده فرسنگ راه طى نموديم . چهار ساعت از شب گذشته ، پياده شده ؛ شام خورديم و سوار شده ؛ دو ساعت به طلوع صبح مانده ، به خان 132 ميرزا هادى رسيديم ؛ فرودآمده ، چادر زديم و ساعتى خفتيم و آسايش در آن منزل مادامى بود كه آفتاب طالع نشده بود .
آن روز وقتى كه آفتاب غروب كرد ، در طرف شمال صحرا ، روشنايى پديدار شد ، هرچند تأمل نموديم و پرسيديم ، معلوم نشد از چه جهت بود .