تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
زمين منبسط دارد كه اگر نعمت است الحمد اللّه تعالى در اين سفره است و اگر راحت است در اين حضرت است . دولت در اين سرا و سعادت در اين در است . در همين روز ، وقتى كه از كاظمين عليهما السلام به بغداد مىرفتم ، نزديك به باغ حاجى ميرزا هادى ، هفت هشت سوار از دور پيدا شد و معلوم گرديد نواب عباس ميرزا است . وقتى كه نزديك شد خواست بگذرد ، خانه‌زاد جلو كشيده سلام نمودم . نواب عباس ميرزا جواب گفت . بعد از احوال‌پرسى ، پرسيد كجا مىرويد ؟ گفتم بغداد . نواب معظم اليه به كاظمين عليهما السلام رفتند و خانه‌زاد به بغداد . در مراجعت هم باز در همان‌جا خدمت نواب معظم اليه رسيدم . پرسيدند خوش گذشت ؟ گفتم از اقبال بىزوال شاهنشاهى روحنا فداه خوش گذشت . [ نواب عباس ميرزا ] با نواب عبد الصمد ميرزا اندك تفاوتى در جثّه 124 دارد . يك‌تاى قبا و قمه [ اى ] سردسته طلا در كمر داشت . بعد از مراجعت از سرايهء پاشا به منزل كارپرداز آمده چاى و عصرانه را آن‌جا صرف نموده ، يك ساعت به غروب مانده سوار شدم و به آستانهء مقّدسه مشرف گرديدم . قرار بازديد جناب پاشا [ از ما ] جمعه و يا شنبه بود . ولى همان شب بعد از آمدن من مرضى شديد بر مزاجش مستولى شده بود . مقرب الخاقان كارپرداز اخبار نمود كه جمعه را پاشا عذر خواسته ، روز شنبه خواهد آمد . ليكن مرض پاشا اشتداد 125 يافت [ و ] تا مراجعت فدوى هنوز نقاهت داشت . خلاصه بعد از آمدن به كاظمين ، به جناب شيخ اخبار نمودم كه فردا صبح آماده باشيد ، بايد فرمان مهر لمعان همايون و عصاى مرحمتى سركار جهان‌مدار اقدس روحنا فداه ابلاغ شود . صبح جمعه نوزدهم [ محرم ] به منزل جناب شيخ رفته ، جميع علما و فضلا حضور به هم رسانيده و از تشريفات لازمه آماده داشته ، على بيك نايب اصطبل مباركه و حاجى ميرزا رحيم ، فراش خلوت سركار اقدس ، فرمان مبارك را در ميان شالى پيچيده و عصا را بر روى او نهاده ، آوردند . و حاجى محمد مهدى امين التجار صاحب‌خانه در اين دو روز كه يكى روز ورود نذر همايونى و يكى اين روز بود ، به حدى تدارك و تهيهء تشريفات نموده بود كه ديدهء حسّاد و چهرهء نيك‌خواه سفيد شد . فرمان قضا جريان را به دست خطيب داده ، شمول مكارم اعلى حضرت ظل اللهى را گوش‌زد خاص و عام داشت و جناب شيخ المشايخ العظام پاى تا سر زبان دعاگويى گرديد و مادامى كه اين فدوى در كاظمين عليهما السلام مشرف بودم ، همه روزه به منزل خانه‌زاد تشريف مىآورد و خانه‌زاد موافق لزوم ادب بازديد مىنمودم . بعد از آمدن از منزل كارپرداز ، به موجب تفصيل ذيل خلعت و انعام براى اشخاص مفصله نزد كارپرداز فرستادم : 126