نر دم افراشته است و يا مرغهاى بوقلمون منقار به هم بستهاند و يا صحف انگليون 3 را اوراق گشودهاند . خرزهره و اثر آن معروف است ، ولى از حيث 4 لون و نگار برزخ نباتى ابناى روزگار است كه به ظاهر دلكش و منقش است و به باطن سوزندهتر از آتش . آبهاى آن كوهسار در سرچشمه بسيار گوارا است ؛ ولى بعد از جريان كه از ريشهء خرزهره مىگذرد ، سميّت به هم مىرساند . خلاصه دو ساعت به غروب مانده ، از دره برآمده ، وارد جلگهء ذهاب شديم و در كنار رودخانهء مقابل آبادى فرودآمديم .
اما ذهاب ، اگرچه در ازمنهء سابقه ولايتى بزرگ بوده است ، ولى حال قصبه هم نيست ، بلكه قريه خرابى است . چهل پنجاه خانه دارد . زياده از يك ثلث سكنهاش يهودند . ليكن ابراهيم پاشا چون ابا عن جد 5 [ از ] مردم آنجا است ، قبل از آنكه ريجاب به تيول او مرحمت شود آنجا متوقف بوده . باغى احداث نموده [ كه ] ، نسبت به ذهاب و آن حدود كه گفتهاند تره به كوه بريان است ، 6 خرّمتر از ارم و تالى بهشت برين است . اشجارش ليمو و نارنج و قدرى زردآلو و گوجه 7 است ؛ امّا بوتهء گل سرخش خيلى زياد است ، [ و ] در اين روز بهارنارنج و گل سرخش شكفته بود .
امّا [ ذهاب ] از هرچه نقص دارد بر مار و عقرب افزوده است . گويند عقرب جرّاره 8 دارد . يك ساعت به غروب مانده تگرگ و باران شديدى آمد و بعد از مغرب ساكت شد .
شش ساعت از شب گذشته از آنجا به عزم قصر شيرين روانه گرديده . يك فرسنگ بيشتر ، زمين مسطح و زراعتگاه بود و بعد جاده منتهى مىشد به ماهور دامنهء باغكوه و بمو ؛ و اين دو كوه متصل است [ و ] در واقع يكى است . باغكوه كوهى است بلند و پرآب و علف و بمو كوچكتر است و در دامن باغكوه واقع است [ و كوهى است ] بسيار خرم و پرگل . در اول آن كوه صبح طالع شد .
چهارشنبه سوم شهر محرم الحرام ، در دامن كوه بمو براى نماز پياده شده ، بعد از نماز و صرف چاى روانه شديم و در همان قطعه زمينى كه نماز خوانديم زياده از سى قسم گلهاى ملوّن به اشكال مختلف ملحوظ شد . ليكن از همانجا الى ورود [ به ] قصر شيرين به حدّى ملخ بود كه هرچه گزاف و اغراق گفته شود به صدق واقعيت آن نمىرسد . شنيده بودم در [ بارهء ] آمدن ملخ اغراقى كه مىگويند آن است كه مانند ابر در وقت طيران حاجب و حايل ضياء آفتاب مىشود . بدون گزاف اگر نصف از آنچه ملخ در آن صحارى بود حركت مىنمود از بغداد الى كرمانشاهان مانع و حايل ضوء و تابش شمس مىشدند . با وصف اين ملخ ، حالت زراعت معلوم است . بالجمله حسن خان طهرانى ، كه حال از جانب ديوان اعلى مأمور [ به ] توقّف [ در ] قصر شيرين است و نظم آمدوشد زوار با او است ، تا دو فرسنگى استقبال نموده
سفرنامه عضد الملك به عتبات ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: عليرضا عضد الملك
ص١٠٥