و خود را باصفهان رساند . آدم امين الدوله كه در خدمت بود آن هم به همين طريق عرض نمود و قرار بر همين فقره مقرر گرديد .
و در آنشب سه نفر از توپچيان محمد شاهى خود را در خفيه به اردوى شجاع رسانيده و بواسطهء كشيكچيان در آن نصف شب بحضور شجاع مشرف گشته مضمون عرضشان اينكه تمام لشكر محمد شاه مايل به خدمت شما مىباشند و جدال با لشكر شما نخواهند كرد و همينقدر كه مقابل شوند همگى به خدمت شما رسيده اطاعت و انقياد خواهند نمود و ما نيز از جانب توپچيان به خدمت شما آمدهايم كه سبقت اظهار خدمت ما مشخص و معلوم بر سركار گردد .
حيله توپخانهء آذربايجان
سركار شجاع ازين معنى خورسند گرديده ايشانرا نوازشات فرمودند و بدست عباس خان توپچى سپرده و در رعايت آنها حكم رفت . اگرچه ظاهر عرض ايشان چنين بود ولى در باطن به علت اينكه توپچيان ما از اهل آذربايجان و توپچيان مرحوم نايب السلطنه مىبودند كه در جنگ كرمان و تسخير آنسامان به خدمت سركار اقدس فرمانفرما آمده نوكر گشته بودند اكنون لينجى بسبب سابقهء الفتى كه با حضرات داشته ايشان را فرستاده در ظاهر به اين لباس و در باطن پيغام داده بود كه به شما چنين و چنان احسان خواهم نمود كه مشروط باينكه در وقت مقابله شما اسبها را از توپخانه رها كرده سوار شويد و ملحق بما گرديد .
آن سه نفر فرصت يافته مطلب را با توپچيان در ميانه نهادند .
ايشان نيز از آنجائى كه خباثت و نمكبحرامى جبلى ايشان بوده قبول اين معنى را كرده وعده مخالفت به اين طرف و موافقت به آن طرف را دادند .