تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩

ورود لينجى به قمشه

و اينجانب را از آنجا با معادل سيصد سوار ركابى و عاليجاه شكر اللّه - خان نورى و محمد باقر خان بختيارى مامور فرمودند كه تا حوالى قمشه رفته دست بردى زده از آمدن لينجى و معلومات او كيفيتى كه باشد معروض دارم . از آنطرف نواب سليمان ميرزا كه با دويست سوار مامور گشته بود بحوالى قمشه در جائى كه موسوم به « قدمگاه » مىباشد كه رسيده بود لينجى وارد قمشه گرديده اهالى قمشه نيز اطاعت كرده متقبل سيورسات و خدمات شده بودند و ليكن به علت اسد اللّه خان پسر امين الدوله كه حاكم قمشه بود لينجى صاحب مطمئن نگشته كه وارد قمشه شود يكسره آمده در پوزه « 1 » قمشه كه به جهت سنگر و مدار اردو جائيست متين و حصنى است حصين قرار گرفته سليمان ميرزا كه خبر آمدن لينجى را شنيد در همان قدمگاه توقف گزارش را معروض داشت . اينجانب بعد از مرخصى از حضور شجاع ميامدم تا دو فرسنگى اردوى لينجى بقريه موسوم به « قصر جم » كه رسيدم آن قلعه را به جهت مامن و مدار خود و سواران معين كرده سوار زبده را برداشته بحوالى اردوى ايشان رفتم . نواب سليمان ميرزا كه از آمدن اين جانب مطلع گشته از قدمگاه قدم بيرون نهاد و با ابوابجمعى كه داشت ملحق بما گرديد . قدرى راه كه آمديم اردوى ايشان نمايان بانتظام تمام اردو را انداخته و دامنه كوه را سنگر ساخته ، توپخانه و نظام سرباز را در سر راه آماده و مستعد نموده كه عبور از آنجا محال مينمود و به قدر دويست سيصد سوارى از اردوى ايشان خارج شده روى به اين طرف مىآمدند . ما نيز رو به آن سواران روان
هامش
( 1 ) - نسخهء ديگر « پوره » .