رسيدهاند و سيف الدوله شاهزادهء اصفهان چاره بجز فرمانبردارى نديده جمعيت خود را مصحوب على اكبر خان وزير و معيار خان سرهنگ با توپخانه بر سر راه شما فرستاده از طرف « جرقويه » و مصلحت شما نيست كه دعواى روبرو با ايشان كرده به علت اينكه اولا توپخانه ايشان از شما بيشتر و كاملتر است و اگر به جهت ايشان سستى واقع شود مثل قمشه و اصفهان را در عقب دارند و فيروزميرزا با استعداد تمام در اصفهان مىباشد و مىتوانند يك سال خوددارى كنند و شما از عدم آذوقه دو روز نمىتوانيد در آن بيابان تاب آوريد و اگر به جهت شما چشمزخمى بهم رسد سواى شيراز يك روز نميتوانيد در يك جا توقف كرده باشيد در اين صورت بهيچوجه مصلحت شما در مقابلهء با ايشان نيست . از راه « لنجان » خود را بحوالى اصفهان برسانيد همينقدر كه شما باصفهان رسيديد اگر فيروزميرزا صد هزار لشكر در اصفهان داشته باشد كه اهالى اصفهان او را بر هم خواهند زد و بعد از فساد كار او لينجى هم در بيرون بىپا خواهد شد . خار و سنگ صحرا لشكر او را تمام مىكند .
سركار شجاع عريضهء امين الدوله را پسنديده از امناء دولت و ريشسفيدان لشكر مشورت فرمودند و همگى برطبق عرايض امين الدوله تصديق نمودند .
روز ديگر از منزل ايزد خواست متحرك گشته به امن آباد تشريف فرما و در آنجا محمد باقر خان بختيارى كه ساكن حوالى قمشه بود با دويست سواركار آمد به خدمت شتافته ملحق باردو گرديد و مورد التفات و انعام بىشمار آمد .
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص٧٨