خانهء هندوستان « 1 » بروند . موزه و كتابخانه خيلى توجه آنها را جلب كرد و از اينكه چندين هزار كتب خطى فارسى در آنجا ديدند بسيار تعجب كردند تابلو نقاشى بزرگى در آنجا بود كه فتحعليشاه پدربزرگشان را در شكارگاه با بعضى خواص و فرزندانش از جمله پدرشان فرمانفرما كه در آنموقع خيلى جوان بوده است نشان ميداد .
شب براى شبنشينى رفتيم منزل
R .
تيمور ميرزا به شدت با خانم صاحبخانه كه قبلا هم او را چند مجلس ملاقات كرده بود لاس ميزد و ميگفت او را به زنى گرفته است . دسته گلهائى آورده بود و تعارفاتى كه جنبه عشقورزى داشت ميكرد . اين موضوع به ميان آمد كه در شرق گلها هر كدام معنى خاص دارند كه بوسيله آنها عاشق و معشوق با هم راز و نياز مىكنند . شاهزاده جوان گفت آرى يك گل حرف الف است و ديگرى ب و قس عليهذا . بنابراين با يك دستهگل شما مىتوانيد جملهاى بسازيد . مثلا « من براى تو ميميرم » . بانو
R .
به اين توضيح كه ساختهوپرداخته خيال شاعرانه شاهزاده بود با ارائه گل ميخك سرخ رنگى جواب داد : « در شرق اين گل چه معنى ميدهد ؟ » تيمور جواب داد :
« آه معنى آن اين است كه وقتى شما آن را به من بدهيد صورت من سرخ خواهد شد . » شاهزاده ارشد گفت : « نه اينطور نيست يعنى دل من براى تو خون است » . اما والى شايد به سبب اينكه بانو
R .
اول مورد توجه و علاقه او بوده و حالا برادرش تصاحب كرده بود خيلى كسل و ملول بود و تمام شب را در يكى از اطاقها با يكى از اصيلزادگان انگليسى كه در ادبيات و زبانهاى شرقى وارد بود به نوشتن اشعار و مباحثات ادبى گذراند .
شام كمپانى هند شرقى
بيست و سوم جولاى شاهزادگان در شامى كه كمپانى هند شرقى به افتخار لرد الفينستن « 2 » داد شركت كردند . لرد به حكومت مدرس تعيين شده و عازم هندوستان بود .
ضيافت باشكوه و مجللى بود مدعوين غير از مديران و صاحبمنصبان ارشد كمپانى در حدود صد و پنجاه نفر بودند تمام وزراء و مقامات عالىرتبه مملكت حضور داشتند بهترين اغذيه و مشروبات به حد وفور آماده كرده بودند و موزيكى بسيار عالى مترنم بود خلاصه آنچه درخور يك ضيافت مهم و رسمى بود فراهم شده بود . با وصف اين شاهزادگان از اين ميهمانى بهيچوجه لذت نميبردند . به چند دليل : اولا تا به حال هرجا دعوت ميشدند چون غالبا
هامش
( 1 ) -India Hous( 2 ) -Lord Elphinstone