شاهزادگان آمدند و بلافاصله بازديد قصر شروع شد .
طالار بزرگ سنت ژرژ زياد مورد توجه آنها واقع نشد زيرا نمىتوانستند زيبائى آن را درك كنند . اما كلاهخودها و لباسهاى آهن جنگى قديم بيشتر مورد توجه واقع شد .
اگرچه تيمور ميرزا جنگ با اين لباسها با صورت پوشيده از آهن را غيرعملى ميدانست .
روپوشهاى ديوارها در اطاق بعدى بيشتر توجه آنها را جلب كرد مخصوصا وقتى به آنها گفته شد كه تمام تصاوير روپوشها سوزندوزى است . از كتابخانه خيلى تمجيد كردند اما طالار پذيرائىهاى رسمى مورد تحسين كامل واقع شد و وقتى نظرشان را سئوال كردم جواب دادند از اين بهتر و عالىتر نميشود . اما وقتى آنها را به اپارتمانهاى خصوصى هدايت كردم تعجب و تحسين آنها از ديدن تابلوهاى نقاشى و اثاثيه تزئينى و سرويسهاى طلا بمنتها درجه رسيد . بخصوص تاج مرصعى كه زمانى بر فرق تيپو سلطان « 1 » بوده با زيرپائى او كه شكل سر ببر و از طلا ساخته شده و مرصع به جواهر بود . اما موضوعى كه بيشتر از هر چيز باعث مسرت و خوشوقتى شاهزادگان شد ابراز محبت و لطف از طرف علياحضرت ملكه بود كه در يكى از اتاقها با عدهاى از نديمهها ملاقات كردند .
علياحضرت سئوالاتى از شاهزادگان كرد و مدتى راجع به آنها با سرگرازلى مذاكره ميفرمود و شاهزادگان ملكه را با حقشناسى فراوان و احساس محبت و لطف زياد ترك كردند . وقتى بازديد قصر به پايان رسيد همه سر ميز ناهار رفتيم و ناهار شاهانهاى با نوشيدن بهترين شامپانى صرف شد . بعد همه در يكى از كالسكههاى سلطنتى كه حاضر كرده بودند سوار شده به گردش در پارك پرداختيم در بين راه براى ديدن كليسا توقف كرديم .
منبتكاريهاى چوبى خيلى توجه آنها را جلب كرد . بيش از همه از بناى زيبايى كه به يادبود شاهزاده خانم شارلت « 2 » ساخته شده متأثر شدند زيرا داستان حزنانگيز اين شاهزاده خانم ناكام را قبلا در ايران شنيده بودند . همچنين از مجسمه ژرژ چهارم كه در
هامش
( 1 ) -Tipoo Sultanآخرين سلطان ميسورMysoreهندوستان دشمن سرسخت انگليسها 1749 م - 1799 م كه از دوستان فرانسه بود .
( 2 ) - شارلت اگوستاCharlotte Augustaشاهزاده خان انگليسى متولد در 1796 در لندن . دخت منحصر ژرژ پرنس دگال نايب السلطنه ( بعدا ژرژ چهارم پادشاه انگلستان ) و كارولين يرونسويك از ناسازگارى و عدم توافق پدر و مادرش خيلى زجر كشيد در سال 1816 م با لئوپولد دساكس كبوركLeopold de Saks Coburgكه بعدا پادشاه بلژيك شد ازدواج كرد . ولى سال بعد يعنى سال 1817 ميلادى سرزا رفت و فرزندش نيز مرده به دنيا آمد .