تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 790

مساهمون:

ص٧٩٠
مىكنند ؟ لابد گاهى سر آنها را با همين خنجرى كه در كمر دارد مىبرد . شاهزاده مىخنديد و جواب ميداد : برعكس خانم‌ها بر من تسلط دارند و غالبا مرا اذيت ميكنند و خلاصه من تحت سلطه آنها هستم و بالاخره در مقابل اعتراضات و تنقيداتى كه بر عليه تعدد زوجات ميشد شاهزاده گفت : - به اين خانم‌ها بگو كه زنهاى ايرانى مانند زنهاى انگليسى نيستند كه تحصيل كرده و فهميده و براى شوهرانشان رفيق و شريك زندگى باشند . كارى كه از آنها ساخته است فقط اين است كه چيزى بدوزند و به غلامها امرى بدهند و يا غذائى بپزند و حال آنكه خانم‌هاى انگليسى از هر حيث آراسته و با داشتن چندين اولاد باز هم زيبا و دوست داشتنى هستند و چون گل شكوفه ميدهند آنها بعد از چهل سالگى بيشتر دوست‌داشتنى هستند تا زنهاى ما در بيست و پنج سالگى . بنابراين يك زن انگليسى مطابق ده زن ايرانى است و ما ناچاريم براى تحصيل كيفيت تعداد را زياد كنيم . اگر ميسر بود يك زن انگليسى داشته باشم همان كافى بود . لازم نيست توضيح دهم كه اين جواب مناسب چقدر باعث خوشوقتى خانم‌هاى معترض شد و آنها را قانع كرد .

ميهمانى شام در منزل لرد پالمستون وزير خارجه

يك ياد دو روز بعد لرد پالمستون « 1 » شاهزادگان را به شام دعوت كرد . در آنجا شخصيتهاى بسيار مهم و محترم نيز حضور داشتند و شاهزادگان به آنها معرفى شدند . وضع غذا خوردن و ميهمانيهاى ايرانيها بهيچوجه با آداب و رسوم انگلستان شباهت ندارد و بدين سبب بسيار نگران بودم كه مبادا در اين ضيافت رسمى پيش‌آمدى كه اسباب خجلت آنها و من بشود روى دهد . در منزل حتى مواقعى كه ميهمان داشتند شاهزادگان بهيچوجه خودشان را مقيد به رعايت آداب و رسوم نمىدانستند بخصوص دو شاهزاده جوانتر . هر موقع دلشان ميخواست يا سير ميشدند ميز را ترك ميكردند و هيچگاه تصور نميكردند كه اين حركت آنها يك نوع خلاف نزاكتى نسبت به سايرين است . ولى شاهزاده ارشد كه بيشتر از هر
هامش
( 1 ) -Henry Jhon Palmerstonسياستمدار معروف انگلستان متولد 1784 و از 1808 الى 1828 وزير جنگ و از 1830 تا 1851 وزير خارجه و بعدا در 1855 تا موقع مرگش 1865 نخست‌وزير بود .