تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 789

مساهمون:

ص٧٨٩
كومك چند كلمه انگليسى و ايما و اشاره با حرارت تمام مشغول صحبت بود و اما والى با اسعد مترجم از اين اطاق به آن اطاق در گردش بوده گاهى به رقص و موزيك و بيشتر به خانم‌ها توجه داشتند و در بين گيلاسى شامپانى ميزدند . شاهزادگان براى شب بعد به يك بال‌ماسكه دعوت شدند . براى آنها جاى مخصوصى در يك گالرى كه مخصوص عده كمى از مهمانان نخبه بود ترتيب داده بودند و مطابق دلخواهشان توانستند خوب تماشا كرده شب را بخوشى بگذرانند . باز كار مترجمين بالا گرفت . دائما تكرار تعارفات و سئوالات خانم‌ها : « از آنها سئوال كنيد آيا انگلستان را دوست دارند ؟ » جواب : چطور ممكن است با اينهمه محبتى كه بما مىشود دوست نداشته باشيم . آيا ايران مملكت زيبائى است ؟ البته زيبا است و وطن ما است اما با ثروت و اوضاع و وسائلى كه در انگلستان هست قابل مقايسه نيست . از آنها سئوال كنيد خانم‌هاى انگليس را چگونه مىيابند ؟ به مثل فرشته . راجع‌به رقص ما چه عقيده دارند ؟ هرچه شما خانم‌ها مىكنيد خوب است . آيا خانمهاى ايرانى هم ميرقصند ؟ - استغفر اللّه فقط شاه عده‌اى رقاصه دارد كه گاهى براى خانم‌ها ميرقصند و آنها را مشغول ميدارند . از آنها سئوال كنيد آيا خانمهاى ايرانى خوشگل و زيبا هستند ؟ خوشگل هستند اما نه به زيبائى خانمهاى انگليسى . از شاهزاده سئوال كنيد چند زن دارد ؟ چون در ايران هيچگاه چنين سئوالى مطرح نميشود شاهزاده موضوع را به شوخى و بذله‌گوئى كشانده و جواب ميداد : - نه ، زن ندارم يا زنم مرده يا يك زن بيشتر ندارم . باز سئوال‌كنندگان قانع نشده مىگفتند نه راست نمىگويد . به او بگوئيد داشتن چند زن خوب نيست . با آنهمه زن چه