كومك چند كلمه انگليسى و ايما و اشاره با حرارت تمام مشغول صحبت بود و اما والى با اسعد مترجم از اين اطاق به آن اطاق در گردش بوده گاهى به رقص و موزيك و بيشتر به خانمها توجه داشتند و در بين گيلاسى شامپانى ميزدند . شاهزادگان براى شب بعد به يك بالماسكه دعوت شدند . براى آنها جاى مخصوصى در يك گالرى كه مخصوص عده كمى از مهمانان نخبه بود ترتيب داده بودند و مطابق دلخواهشان توانستند خوب تماشا كرده شب را بخوشى بگذرانند . باز كار مترجمين بالا گرفت .
دائما تكرار تعارفات و سئوالات خانمها :
« از آنها سئوال كنيد آيا انگلستان را دوست دارند ؟ »
جواب :
چطور ممكن است با اينهمه محبتى كه بما مىشود دوست نداشته باشيم .
آيا ايران مملكت زيبائى است ؟
البته زيبا است و وطن ما است اما با ثروت و اوضاع و وسائلى كه در انگلستان هست قابل مقايسه نيست .
از آنها سئوال كنيد خانمهاى انگليس را چگونه مىيابند ؟
به مثل فرشته .
راجعبه رقص ما چه عقيده دارند ؟
هرچه شما خانمها مىكنيد خوب است .
آيا خانمهاى ايرانى هم ميرقصند ؟
- استغفر اللّه فقط شاه عدهاى رقاصه دارد كه گاهى براى خانمها ميرقصند و آنها را مشغول ميدارند .
از آنها سئوال كنيد آيا خانمهاى ايرانى خوشگل و زيبا هستند ؟
خوشگل هستند اما نه به زيبائى خانمهاى انگليسى .
از شاهزاده سئوال كنيد چند زن دارد ؟
چون در ايران هيچگاه چنين سئوالى مطرح نميشود شاهزاده موضوع را به شوخى و بذلهگوئى كشانده و جواب ميداد :
- نه ، زن ندارم يا زنم مرده يا يك زن بيشتر ندارم . باز سئوالكنندگان قانع نشده مىگفتند نه راست نمىگويد . به او بگوئيد داشتن چند زن خوب نيست . با آنهمه زن چه
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 789
مساهمون: رضا قلى ميرزا نايب الاياله
ص٧٨٩