of S . S .
شروع كردند . براى شاهزاده ارشد كه نسبت به آنچه مربوط به آداب و رسوم است فوق العاده حساس و از تنزل مقام و موقعيت فعلى خودش خيلى متأثر است وضع دشوارى بود و چون شب قبل با يكى از دوستان مترجمش اسعد به مجلس بالى رفته بود كه شاهزادگان را نمىشناختند و آنطور كه بايد نسبت به آنها توجه و احترام نشده بود شاهزاده به من شكايت كرد و سؤال نمود آيا شبنشينى امشب هم از همان قبيل است ؟ من اطمينان دادم كه صاحبخانه و مدعوين امشب از بهترين و نخبهترين اعيان و اشراف انگلستان هستند و لازمهء شئون و احترام آنها را مرعى خواهند داشت . شاهزاده جواب داد : « بسيار خوب شما راهنماى من هستى و اختيار من با تو است به خاطر داشته باش كه من در اين مملكت غريب هستم و به شما اعتماد دارم و توقع دارم مراقب باشى . نه من در رفتار و كردارم خطا كنم و نه در وضعى قرار گيرم كه مورد توهين و بىاحترامى واقع شوم » .
جواب دادم كه البته وظيفه من است كه مراقب باشم و شاهزاده خاطرش جمع شد و به مهمانى ماركيونس رفتيم .
اين آزمايش براى من و شاهزاده سخت دشوار بود زيرا من هم درست نمىدانستم كه اين سه جوان در جامعهاى كه از هر حيث و جهت براى آنها اجنبى است چطور رفتار خواهند كرد . من مىدانستم كه نجيبزادگان ايرانى وقتى اراده كنند مانند اصيلزادگان رفتار مىكنند ولى اين مطلب را نيز مىدانستم كه بعضى از اطوار و رسوم آنها به كلى با مال ما متفاوت است . بعلاوه چون شاهزادگان خودشان را در زمره اشخاص عادى نمىدانستند ممكن بود آزادى بيشترى در رفتار و كردارشان قائل شده و توقعاتى بيشتر از حد عادى داشته باشند . به اين دليلها من از نتيجه اين آزمايش اوليه نگران بودم . ما زود به مجلس مهمانى رسيديم و جمعيت قليلى از مدعوين كه آمده بودند به خوبى توانستند شاهزادگان را كه با وقار و آرامى مخصوص اعيان ايرانى قدم برميداشتند ببينند . ميزبان و خانمش به آنها خوش آمد گفتند و هر سه روى صندلى جلوس كردند . شاهزاده ارشد در تمام مدت پذيرائى از جايش تكان نخورد و رفتار و برخوردش و وضع ظاهرى او اثر مطلوبى در ميهمانان كرد بخصوص خنجر جواهرنشانش كه از اين دست به آن دست ميگشت و مورد تحسين همه قرار گرفته بود . شاهزاده به من گفته بود كه اين خنجر موقع فرار از شيراز در كمرش بوده و با وجوديكه از حيث قيمت و نفاست از يك دو جين خنجرهاى ديگرى كه دارد پستتر است