دغدغه و نگرانى گرفتارى به دست دشمن از بين رفته بود آسودهخاطر و شاد بودند .
در حقيقت سختىها و مشقت از آنجا پايان مىيابد و براحتى به سمت فلاحى مقر شيخ شعيب حركت مىكنند . در بين راه يكى از اقوام شيخ بنام مير با عدهاى به استقبال آنها مىآيند و در فلاحى شيخ با كمال احترام از آنها پذيرايى و مهماننوازى مىكند .
شيخ به شاهزاده رضا قلى ميرزا پيشنهاد مىكند كه قواى خودش را در اختيار شاهزادگان گذارده و با كمك لرها و بختيارىها به سمت شيراز هجوم بياورند .
در ميان آنها طوايف الوار و بختيارىها از همه قوىترند و شيخ شعيب را هم بايد به آنها اضافه كرد . در قلمرو او به ندرت كاروانى مىتواند به سلامت عبور كند و با وجودى كه تابع حكومت فارس بوده از فرمانفرما هم آنطور كه بايد فرمانبردارى نمىكرد .
پيشنهادات شيخ وسوسهكننده و دلفريب بود اما شاهزاده همانطور كه پيشنهادات وليخان را رد كرده بود به شيخ هم پاسخ منفى مىدهد و پس از چند روز اقامت نزد او بوسيله قايق از شط العرب گذشته به بصره مىروند از بصره تا نجف اشرف را از كنار رود فرات قسمتى از آب و قسمتى از خشكى طى مىكنند .
نجف اشرف در كوير و سمت راست رودخانه فرات مسافتى دور از ساحل رودخانه واقع شده و قبر حضرت على ( ع ) داماد حضرت محمد ( ص ) در آنجا است و اختصاصا مورد احترام و توجه ايرانىها كه شيعه هستند مىباشد . در بين راه بصره و نجف اتفاق قابل ذكرى روى نمىدهد ، سواى اينكه در موقع عبور از سرزمين اعراب منتفى
Montifies
دستهاى از اعراب قصد غارت شاهزادگان را داشته ولى آنها را دفع مىكنند .
پس از ورود به نجف اشرف مدتى در آنجا استراحت مىكنند بعد چون اخبار ناگوارى از ايران دائر به فوت پدرشان و سوء رفتار محمد شاه با ساير برادرها و كسانشان كه در شيراز مانده بودند مىرسد تصميم مىگيرند طبق وصيت پدرشان از انگلستان استمداد كنند و در ماه اكتبر 1835 ميلادى به بغداد مىروند كه با قونسول انگليس راجعبه نحوه و ترتيب كار مشورت كنند كلنل تايلر
Colonel Taylor
كه عادتا مهماننواز و بامحبت است خيلى گرمتر از معمول از آنها پذيرائى مىكنند زيرا صرفنظر از اينكه مشاهدهء مذلت و بدبختى هر شاهزاده و بزرگى تحريك احساسات مىكند ، خانم كلنل كه در جوانى در شيراز بوده فوق العاده مورد محبت و التفات نواب حاجيه مادر رضا قلى ميرزا بوده و