تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 778

مساهمون:

ص٧٧٨
از جاده اصلى و آباديها صرف‌نظر كرده و از بيراهه و راه پرت و صعب العبور كوهستانى خودشان را به طايفهء شعيب برسانند . در اين راه صعب و طولانى بسيار مشقت مىكشند زيرا غالبا مجبور بوده‌اند با گرسنگى سركرده و احيانا با شكارى كه صيد ميكرده‌اند سند جوع كنند . عاقبت پس از تحمل هزاران سختى و مرارت خودشان را به كنار رودخانه زيدون كه در انديان به خليج فارس ميريزد و سرحد جنوب شرقى سرزمين طايفهء كعب ( بنى كعب ) مىباشد ميرسانند . آب رودخانه خيلى زياد و پلى هم وجود نداشته و با وجود آنكه منتهاى علاقه را به گذشتن از رودخانه داشته‌اند كه بين خودشان و تعاقب‌كنندگان مانع و رادعى ايجاد كنند ، معهذا در اثر بارندگى و سيل بقدرى آب زياد بوده كه عبور غيرممكن مينموده از يك نفر از اهالى آنجا جوياى پل يا وسيله عبور ديگرى ميشوند جواب ميدهد پلى وجود ندارد اما قدرى بالاتر رودخانه پهن‌تر و كم عمق‌تر است . اما آنجا هم آب غرش‌كنان و خروشان و عبور از آن ممكن بود به قيمت جانشان تمام شود از طرفى ماندن اين طرف رودخانه هم ملازمه با گرفتارى به دست دشمنان داشت . گرسنه و مانده عاقبت تصميم ميگيرند كه با وجود خطر دشمن در كنار رودخانه اطراق كنند راه‌نما را بالاى تپه ميفرستند كه قراولى كند و خودشان پياده شده آماده خواب ميشوند هنوز خواب به چشمشان نيامده ، كه قراول شاهزاده را بيدار كرده مىگويد از دور چند سوار ديده كه سرازير شده به طرف آنها ميايند شاهزاده برخاسته و مىبيند عده‌اى سوار كه مسلما دشمن ميباشند نزديك ميشوند . شاهزاده بقيه همراهان را بيدار كرده و فورا اسب‌ها را آماده حركت مىكنند اما شاهزادگان مىبينند كه راه پيش و پس آنها فنا و نيستى است ولى زنده به دست دشمن افتادن را از غرق در آب ناگوارتر يافته و پاهاى مادرشان را به زير شكم اسب بسته و چشمانش را هم براى جلوگيرى از سرگيجه مىبندند و دو نفر دهنه اسب را گرفته به اميد خدا خودشان را به آب ميزنند اسب آنها را ميبرد اما چون اسبهاى بسيار عالى و خوب داشته‌اند موفق ميشوند مقدارى پائين‌تر از رودخانه بيرون شده و تعاقب‌كنندگان درست موقعى به رودخانه مىرسند كه شاهزادگان به ساحل نجات رسيده بودند . تعاقب‌كنندگان كه براى دستگيرى آنها حاضر نبوده‌اند جانشان را به خطر بيندازند مراجعت مىكنند . فرارىها اگرچه گرسنه و مانده و به هيچ‌چيز دست‌رسى نداشتند اما آنطرف رودخانه جانشان در امان بود شب را در نخلستانى مىگذرانند و روز بعد خودشان را به چادرهاى صحرانشين‌ها مىرسانند . اگرچه آنجا هم وسايل آسايش آنطور كه بايد فراهم نبود اما چون
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى ) — صفحة 778 | رضا قلى ميرزا نايب الاياله / اصغر فرمانفرمايى قاجار