از ذيليه « 1 » حركت كرده به قريهء « بازار » ميرسند و پس از گذشتن از چند آبادى و قريه به شهر « سيواس » « 2 » كه رودخانهء قزلايرماق از حوالى آن مىگذرد ميرسند و خانهء مرتضى رشيد بيك حاكم آنجا نزول ميكنند .
چهارشنبه غرهء ذيحجه از « سيواس » حركت كرده پس از عبور از چند قريه و رودخانهء « قرهسو » « 3 » به معمورهاى به نام « ارغوانيه » ميرسند و در منزل يوسف بيك حاكم آنجا « 4 » منزل ميكنند .
يكشنبهء پنجم ذيحجه به شهر « معدن » كه در كنار شط فرات ( تركها به اين قسمت از فرات مراد سومى گويند » ميرسند ) . نجف قلى ميرزا راجعبه آن آبادى چنين مينويسد :
« . . . بالجمله در آنروز كه بمعمورهء معدن فرود آمدند در خانهء يكى از اكابر منزل گزيدند و چون در حوالى آنشهر معدن نقره باشد آبادى زيادى در آنجا بهمرسيده و بدين سبب اشتهار به معدن يافته و معدن نقره در كوهى است كه بميانهء مغرب و جنوب در نيم فرسنگى خارج از آن معموره واقع گشته و كيفيت حصول نقره از آن جبال بدين گونه است كه چاهى است بر فراز آن كوهسار بعمق ششصد ذرع . كاركنان آن عمل با طناب و آلاتى چند به چاه رفته خاكى ثقيل و وزين بيرون آورند و به كارخانهها برده اجزاى ارضيهء آن را گيرند . بعد از آن ، فلزى كه باقى ميماند پنج قسمت سرب و يك قسمت نقره باشد . معدن در اجاره است و سالى ششصد حقه نقره بخزانهء سلطان مال الاجاره ميدهند . »
هامش
( 1 ) - اين كلمه در رموز السياحه درست خوانده نميشود .
( 2 ) -Sivas. ف .
( 3 ) - در رموز السياحه « قرن چاى » .
( 4 ) - در رموز السياحه به « اكابر آن بلاد » توصيف شده است .