سپس به « بغداد » برسانند . اما عمر بيك نامى كه از جانب والى دياربكر متسلم جزيره بوده اظهار مىكند كه اكراد به دولت عثمانى عاصى گشتهاند و عبور احدى از آب دجله ميسر نيست و بايد از راهى كه آمدهاند مراجعت كرده از راه ديگرى به « موصل » بروند . ناچار نامهئى به حافظ پاشا نوشته بوسيلهء طاهر بيك مهماندارشان كه از اسلامبول با آنها بوده براى پاشا ميفرستند و خودشان هم روز سهشنبهء هفتم با خاطرى پريشان از راه سنگلاخ و دشوارى كه بهزار زحمت و مرارت طى كرده بودند مراجعت ميكنند . شب پنجشنبهء نهم سوارى از همراهان طاهر بيك مراجعت كرده اظهار مىكند كه در « ماردين » به خدمت حافظ پاشا رسيده و مشار اليه برادر خود على بيك امير علاى را با چهار صد سوار روانهء منزل « جلاقه » « 1 » نموده كه از آنجا در خدمت شاهزادگان روانهء « موصل » شوند .
از اين خبر مسرور الخاطر گشته يوم پنجشنبهء نهم به قريهء جلاقه ورود نموده . دو ساعت از شب گذشته از آنجا به معيت على بيك و سواران حركت كرده پس از عبور از قريهء « آبشور » و « حقنه » روز بعد به موصل ميرسند و در منزل محمد پاشا مشهور به بيدقدار كه پاشاى موصل بوده از آنها پذيرائى ميكنند .
يكشنبهء 12 هنگام عصر على بيك و سوارانش را مرخص نموده بر كلك سوار شده روى دجله روان ميشوند . سپس به محل الحاق رود زاب كبرى به دجله ميرسند و روز بعد به زيارت « سر من رآى » مشرف شده سهشنبهء 14 به سفينهء نارى متعلق به دولت انگليس برميخورند . اين سفينه در آن اوان براى تشخيص عمق دجله از بغداد آمده و بواسطهء قلت آب و نابلدى به گل نشسته بود .
كلنل تايلر باليوز بغداد هم براى بيرون آوردن كشتى در آنجا بوده است . اين تصادف براى شاهزادگان خوشآيند بود . پس از اينكه كشتى به راه ميافتد با آن متوجه بغداد و كاظمين شده شب چهارشنبه 15 محرم 1253 قريب طلوع
هامش
( 1 ) - در رموز السياحه « چلاقه » است .