شاهزادگان سهشنبهء 7 ذيحجه از معدن حركت كرده پس از عبور از چند قريه به شهر « خرپوت » « 1 » كه مرادسو از وسط آن ميگذرد ميرسند .
چهارشنبهء 8 ذيحجه از آنجا حركت كرده پس از عبور از چند آبادى و رودخانهء « ده كحى » از شعبههاى دجله شنبهء يازدهم به « دياربكر » نزول ميكنند .
در آن موقع حافظ پاشا پاشاى دياربكر بوده ( اين حافظ پاشا همان كسى است كه سه سال بعد ، از كنت دوسرسى سفير فرانسه عازم دربار محمد شاه پذيرائى مىكند ) . در دياربكر در منزل حاجى محمد نامى از شاهزادگان پذيرائى مىشود .
يكشنبهء 12 ذيحجه كه مصادف با نوروز سلطانى بوده تا چهارشنبهء 15 ذيحجه در دياربكر بودهاند و پنجشنبهء 16 از دياربكر حركت نموده پس از عبور از چند آبادى به « شهر مارين » « 2 » ميرسند . اتفاقا حافظ پاشا در ماردين بوده و پذيرائى شايانى از شاهزادگان مىكند . پس از گذشتن از قريهء « دارا » و معمورهء « نصبين « 3 » » ( مقر قبيلهء بنى طى ) و قريهء « دولاب » به قصبهء « جزيره » كه كنار دجلهء است ميرسند . نجفقلى ميرزا مينويسد :
« شيخ قبيلهء بنى طى ، شيخ حسن نام داشت و با 56 واسطه نسبش را به حاتم طائى مىرساند و دو هزار خانوار داشت » .
در جزيره شاهزادگان از رسيدن به دجله بسى خورسند و شادمان گرديدند زيرا قصدشان اين بود كه در آنجا بر كلكى « 4 » نشسته خودشان را به « موصل » و
هامش
( 1 ) -Karpout. ف .
( 2 ) -Mardin. ف .
( 3 ) -Nasbin. ف . و نصيبين مشهور است و در رموز السياحه هم به اين صورت است .
( 4 ) - چيزى شبيه به قايق كه با چوب و تخته و چند خيك باد كرده درست ميكنند و با آن از روى آب عبور ميكنند . ف .